چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

دلم می‌خواهد این‌طوری فکر کنم که زن شروع کرده به خواندنِ نامَحرم و قصّه یا نثرش را دوست نداشته و یا اصلن گیج شده به‌خاطر رفت و برگشت‌های زمانیِ داستان و برای همین، کتاب را پس آورده و حرفِ خودش را باور نکنم که گفت شوهرش دوست ندارد او داستانی بخواند که شخصیّت‌هایش پسرند و فحش می‌دهند به هم‌دیگر، عاشق می‌شوند و ….

۲ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. سامان کاشی در ۹۱/۰۲/۲۶ گفت:

    سلام
    خیلی خوب بود. یه جورایی این حرکت برام اوریجینال بود. که یک کتاب رو آدم بخره بعد بیاره بگه خوشم نیومده. پس بگیرید. خیلی جالب بود(هیچ کاری به بد و خوبی و زشتی زیبایی و این حرفا ندارم). آس قضیه هم آقای شوهر و دوست‌نداشتنش هست. خیلی خوب بود. من خوشم اومد.

  2. چهار ستاره مانده به صبح در ۹۱/۰۲/۲۸ گفت:

    آقای کاشی عزیز

    بله، خیلی خوب بود حرکتش و خب، آموت از این نظر ناشر خوبیه که پس می‌گیره کتابو.

دیدگاه خود را ارسال کنید