چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

«دنیایی که در ادبیات قرن نوزدهم خلق می‌شود کم و بیش شبیه دنیایی است که در آن زندگی می‌کنیم. ‌علاوه بر این، آدم به راحتی می‌تواند خود را در آن داستان‌ها غرق کند. در داستانی که از ابزار سنتی پلات، ساختار و شخصیت‌ها استفاده می‌کند اطمینان خاصی وجود دارد. از آنجا که در کودکی زیاد کتاب نخوانده بودم به شالوده محکمی نیاز داشتم. شارلوت برونته با ویلت و جین ایر، داستایوفسکی با آن چهار شاهکار بزرگ، داستان‌های کوتاه چخوف، تولستوی با جنگ‌وصلح و خانه متروک، و پنج رمان آخر از شش رمان جین آستن؛ اگر اینها را خوانده باشی شالوده بسیار محکمی برای خود ساختی.»

کازئو ایشی‌گورو

دیدگاه خود را ارسال کنید