چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

من الان قله‌ی اوجم، تو سقوطِ اعتمادی
تو خودت باید بسوزی، چرا دل به من ندادی
دیگه کارِ ما تموم شد، اشتباه از اون چشات بود
حالا تو هیچی نداری، عینِ یک آدمِ عادی

بخشی از ترانه‌ی «غرور»
سروده‌ی فؤاد صادقیان، از کتاب یک‌ وجب دلواپسی
انتشارات H&S
۱۳۹۰

۲ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. زهرا در ۹۱/۰۳/۲۷ گفت:

    من چقدر کور رنگی دارم که تا الان قسمت نظرات رو ندیده بودم!!
    اینجا را بسی بسیار دوست میدارم!

  2. محمد امین در ۹۱/۰۳/۲۸ گفت:

    درود

دیدگاه خود را ارسال کنید