چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

قبل‌تر، این‌جا، درباره‌ی فهرست لاک‌پشت پرنده برایتان گفته بودم. یادتان هست؟ بله، همان ضمیمه‌ی پژوهشنامه‌ی ادبیات کودک و نوجوان که هر فصل منتشر می‌شود.
این فهرست شامل کتاب‌های پیشنهادیِ گروهی از نویسندگان و منتقدانِ حوزه‌ی ادبیات کودک و نوجوان است که سعی می‌کنند بهترین کتاب‌ها را برای مطالعه‌ی بچّه‌ها معرّفی کنند.
بچّه‌ها و خانواده‌ها می‌توانند با خیالِ راحت آذوقه‌ی ادبی‌شان را از این فهرست انتخاب کنند و مطمئن باشند کتاب‌های خوبی را خواهند خواند.
خُب، این حرف‌هایم که تکراری بود و قبلن هم نوشته بودم. خبر تازه این‌که چهارشنبه‌ی همین هفته، یعنی ۲۸ تیرماه، جشن تولّد لاک‌پشت پرنده است. در این جشن، فهرست لاک‌پشت پرنده معرّفی می‌شود. این‌که چرا و چگونه عده‌ای به این فکر افتادند تا چنین فهرستی را منتشر کنند. علاوه‌براین، همه‌ی کتاب‌هایی که تا الان در فهرست لاک‌پشت پرنده معرّفی شده‌اند برای فروش عرضه خواهند شد. کجا؟ در محل جشن یا به عبارت دیگر در فروش‌گاه مرکزی شهر کتاب در تهران. قرار است در روز جشن، کتاب‌ها به تفکیک گروه سنی، یعنی خردسالان و کودکان و نوجوانان، چیده شود و نویسندگان و مترجمان و تصویرگرانِ کتاب‌ها نیز برای گفت‌وگو با مخاطبان حضور داشته باشند. در خبرها خواندم که این جشن، بزرگ‌ترین جشن امضای کتاب در ایران است. فکر می‌کنم دیدار با این همه نویسنده‌، مترجم و تصویرگر و کتابِ خوب در یک‌جا خیلی هیجان‌انگیز باشد.
اگر هوادار کتاب هستید حتمن در این جشن شرکت کنید. بعضی از کتاب‌هایی که لاک‌پشت پرنده معرّفی کرده جزو کتاب‌های محبوب من*اند و فکر می‌کنم جدای بچّه‌ها، بزرگ‌ترها هم از خواندنِ آن‌ها لذّت خواهند برد. یادتان نرود به بچّه‌ها و خانواده‌هایی هم که می‌شناسید خبر بدهید چهارشنبه در شهر چه جشن و سروری است.

راستی، اگر فیس‌بوق‌باز هستید این‌جا و این‌جا کلیک کنید و صفحه‌ی فهرست لاک‌پشت پرنده را ببینید.

 

مرتبط‌؛
+ ۵۰ نویسنده، تصویرگر و مترجم در جشن امضای کتاب در فروشگاه مرکزی
+ فهرست لاک پشت پرنده، شامل بهترین کتاب‌ها برای بچه‌ها
+ بچّه‌ها … لاک‌پشت پرنده | لاک‌پشت پرنده … بچّه‌ها

پی.‌نوشت) زمان و مکانِ محل برگزاری جشن در پوستر معلوم است. اگر متروباز هستید پیشنهاد می‌کنم ایستگاه مفتح پیاده شوید و بعد، راستِ خیابان مطهری را بگیرید و بروید سمت شرق. وقتی رسیدید به خیابان شریعتی، بپیچید سمتِ شمال و همین‌جوری خوش‌خوشک قدم بزنید تا برسید به یک ساختمانِ بزرگِ آجری در سمتِ راستِ خیابان. بعد، دیگر فکر نکنید و از در شیشه‌ای وارد فروشگاه بشوید. اگر حال و حوصله‌ی پیاده‌روی ندارید، از در مترو که بیرون آمدید کنار خط عابر بایستید و به تاکسی‌ها بگویید می‌خواهید بروید شهر کتاب. آخرین‌باری که از آن‌جا سوار تاکسی شدم و رفتم شهر کتاب، کرایه‌اش چهارصدتومان بود.

* مثل اختراع هوگو کابره، هستی، تابستان زاغچه

۲ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. شادی.ج در ۹۱/۰۴/۲۵ گفت:

    سلام … آو خدای من! خیلی خیلی لذت بردم از مطالبتون. ظاهرن شماهم مثل من عاشق کتاب و کلماتید، چه ها که نمیکند این اعجاز کلمات! موفق باشی رفیق!

  2. ليلا ميرباقري در ۹۱/۰۵/۲۰ گفت:

    ممنون دوست عزیز
    در هر صورت نویسنده خوبیه وخوشحالم که با کارهاش اشنا میشم.دوست داشتید داستانهام رو بخونید تا نظرتون رو بدونمll

دیدگاه خود را ارسال کنید