چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

«من نمی‌گویم که نویسنده نباید سیاسی باشد. یک نویسنده این‌روزها فقط می‌تواند سیاسی باشد، اما دقیقاً به همین دلیل است که او نمی‌تواند در خدمت یک حزب یا یک ایدئولوژی قرار بگیرد. او نه فقط به خاطر اثرش که می‌بایست فراتر باشد از مجموعه‌ای از پیام‌های درست، اندیشه‌ها و نظرات، بلکه به خاطر یک امر بنیادین‌تر نباید خود را در خدمت ایدئولوژی‌ها قرار دهد: ما همه وقتی می‌توانیم وظیفه‌مان را درست انجام دهیم که فقط به کار خودمان بپردازیم. نویسندگی با فلسفیدن یا اعتراض به نابسامانی‌ها و حماقت‌ها تفاوت دارد. البته باید توجه داشت که نویسنده فقط هنگام نوشتن است که باید این محدودیت‌ها را بپذیرد. کارش را که تمام کرد، می‌تواند به هر آنچه که دلبستگی دارد عمل کند و به هر حزبی که به آن علاقه دارد بپیوندد.»

فردریش دورنمات 

۵ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. سمانه در ۹۱/۰۶/۰۴ گفت:

    به به! میبینم که شکل و شمایل عوض کردی! زیبا شده گرچه من شکل قبلیت رو بیشتر دوست داشتم. اما مهم خودتی:)
    راستی این پست منبعش چیه؟ یعنی کتابی هست که در این باره باشه؟

  2. چهار ستاره مانده به صبح در ۹۱/۰۶/۰۴ گفت:

    سمانه جان
    این قالبِ قدیمی وبلاگ‌ام بوده و قالب قبلی به مشکل برخورده فعلن.
    ایشالا مشکل رفع بشه و همون لباسو تنِ چهار ستاره بکنم.

    منبع این پاراگراف هم صحبت‌های آقای دورنمات است در وب‌سایت رادیو زمانه. اگه روی اسمش کلیک کنی می‌‌تونی باقی حرف‌هاش رو هم بخونی.

  3. سارا در ۹۱/۰۶/۰۴ گفت:

    چقدر تغییر خوبه. اصلا بذار همین جوری بمونه. حال آدم بهتر میشه. آدم حس می کنه یه اتفاقی افتاده که خوبه… مخصوصا بعد از اون مریضی ما!!!!!!

  4. samaneh در ۹۱/۰۶/۰۵ گفت:

    bi nahayat mamnoon

  5. چهار ستاره مانده به صبح در ۹۱/۰۶/۰۵ گفت:

    سارا
    این‌قدر خووبه؟ این‌جوری بمونه خب. تازه این قالب یه داستان خوبی داره که خودم خیلی دوست دارم. بهتر اصلن.

دیدگاه خود را ارسال کنید