چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

در کتاب ششم از مجموعه‌ی جودی دمدمی سروکله‌ی دختری پیدا می‌شود به نام «ایمی نیمی» که کپیِ جودی دمدمی است. او از انجمن تازه‌ای حرف می‌زند با نامِ انجمنِ «اسم من یک شعر است». توضیح؟ کسانی در این انجمن عضو می‌شوند که نام و نام‌خانوادگی‌شان هم‌قافیه باشد. مثل ایمی نیمی یا همین جودی دمدمی.
این انجمن مرا به یادِ اسم و فامیل‌های دیگری انداخت که هم‌قافیه نیستند، ولی شبیه شعرند. مثل آواز لطیف که یکی از بازیگرهای فیلمِ لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند بود یا پیام آزادی که قهرمانِ فیلمِ درّه‌ی شاپرک‌ها بود یا امید زندگانی و …. یک اسم و فامیلِ دیگر هم توی ذهن‌ام دارم که نمی‌گویم. او شخصیّتِ اصلیِ داستانِ بعدی‌ام است.

۱ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. دکتر کتابفروش در ۹۱/۱۰/۱۶ گفت:

    سلام خانم نویسنده عزیز
    تصویر آدم رو یاده داستان های جودی ابوت میندازه! یا به قولی بابالنگدراز…. البته نمیدونم چرا من همیشه تجسم میکردم که بابالنگ دراز باید یه پاش دراز باشه و اون یکی پاش معمولی…. تازه شم انطوری میشد پنهان شدن ها و پنهان کاری های اون رو تجیه کرد… اصلا شما چی فکر کردی شما پیش خودتون … نه جانم من از همون بچگی هم ذهن خلاقی داشتم واسه خودم :دی

دیدگاه خود را ارسال کنید