چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

خنده‌هایت را می‌شناسم
چون ماهی که آبگیرش را.

و پرنده می‌شوم
وقتی صدایت
صیقل می‌دهد
دشت و
.        کوه و
.               آسمان را.

با غم می‌آمیزد
هر چه با تو نیست.
با غم می‌میرد
هر که با تو نیست.
و به خواب می‌رود
آن اقیانوس که
موج سرانگشتانت را
.                         لمس نکرده است.

بخشی از شعر «ماهی خنده‌های تو»
از کتاب ماهیِ برکه‌ی گِل‌آلود، سروده‌ی مهدی حسنی‌باقری
چاپ اول، ۱۳۹۲. نشر نون

دیدگاه خود را ارسال کنید