چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

من که دیگر مجله‌ی داستان را نمی‌خوانم، ولی دیروز در وبلاگِ زهرا کمالی مطلبی خواندم درباره‌ی این‌که داستانی‌ها عکس‌های وبلاگِ او و چند نفر دیگر را برداشته‌اند و بی اسم و رسم چاپ کرده‌اند. امروز هم در خبرآنلاین خواندم که چاپ ششم شوهر عزیز من منتشر شده است. می‌پرسید چه ربطی دارد؟ با این خبر یک عکس هم کار شده که از چهار ستاره مانده به صبح برداشته‌اند، منتهی نامِ وبلاگ را از واترمارکِ آن پاک کرده‌اند و فقط مانده یک نشانیِ منقضی!

خبرآنلاینی‌ها قبل‌تر هم عکس را به همین شکل چسبانده بودند کنارِ خبر دیگری درباره‌ی این کتابِ خانوم کلهر.

البته، انگار خبرنگارها و روزنامه‌نگارها از این عادت‌شان خوش‌شان می‌آید و قصد اصلاح ندارند. مثلاْ وقتی وبلاگ کتاب افق را می‌نوشتم هم بسیاری از مطلب‌ها و عکس‌ها این‌ور آن‌ور چاپ می‌شد، بی‌ذکر منبع! خلاصه، آدم باشیم. همین.

۱ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. لي لي كتابدار در ۹۲/۱۲/۲۵ گفت:

    واقعا به چاپ ششم رسید؟! چه عالی!
    یادمه شروع این کتاب برام سخت بود اما وقتی کمی پیش رفت بی نهایت برام جذاب بود :)
    پس عکس شما هم؟! عکس های من هم!! متاسفانه :(

    *
    *
    *
    *
    چهار ستاره مانده به صبح؛ واقعن. من هم وقتی شروع کردم به خواندن کتاب خیلی کند و سخت پیش‌ می‌رفت داستان، ولی بعد افتاد روی غلتک و قصه‌اش را هم دوست داشتم.

دیدگاه خود را ارسال کنید