چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

از نمایش‌گاه کتابِ امسال برگشته‌ام، ولی نمایش‌گاه از من برنمی‌گردد. این ده، دوازده روز یک تجربه‌ی تازه بود با کلّی دوستِ نو. گفته بودم تصمیمِ کبرایم برای سالِ نود و سه این است که دوباره بخواهم دوستی کنم. دارد همان می‌شود که می‌خواهم.

دیدگاه خود را ارسال کنید