چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

نام کتاب: درخت زیبای من
نویسنده: ژوزه مائورو ده واسکونسلوس
ترجمه‌ی: قاسم صنعوی
ناشر: راه مانا
چاپ دوازدهم: ۱۳۹۲
تعداد صفحه: ۲۵۴
قیمت: ۱۶۰۰۰ تومان

درخت زیبای من کتاب جدیدی نیست و از اولین چاپ آن خیلی سال می‌گذرد، ولی… خب من خیلی دیر زه‌زه را پیدا کردم و داستانِ تلخ و شیرینِ زندگی‌اش را خواندم. ماجرای کتاب بر اساس زندگی واقعی نویسنده و یک‌جورهایی اتوبیوگرافی‌اش است. یعنی آنچه بر زه‌زه می‌گذرد، بر آقای واسکونسلوس هم گذشته است. ز‌ه‌زه؟ شخصیتِ اصلی داستان است. پسرک کوچک و خیال‌باف و جذاب و شیرینِ من! پدر زه‌زه بی‌کار است و حالا، خانواده‌ی پرنفرِ او ندار و فقیر شده‌اند. بیکاری و افسردگیِ پدر و فشار اقتصادی و کلی مسئله‌ی دیگر در زندگی این بچه‌ی پنج شش ساله‌ی عزیز است. زه‌زه از این‌همه به درخت پرتقالِ کوچکی پناه می‌برد که تنها دوستش است. البته تا وقتی‌که سروکله‌ی خوزه پیدا نشده! خوزه؟ مرد متشخصِ پولداری که اول با ماشین زیبایش و بعد با خلقِ خوبش، قلب کوچولوی زه‌زه را تسخیر می‌کند و بچه عاشقش می‌شود….

با اینکه در ماجرای این کتاب درباره‌ی سختی‌ها و تلخی‌های زندگی زه‌زه می‌خوانیم، ولی فکر می‌کنم نیتِ نویسنده این بوده که به زیبایی‌های زندگی‌اش ادای دین کند. جدای ستایش زندگی، داستان الهام‌بخش است و دست‌کم مرا هیجان‌زده کرد تا بیش‌تر رؤیاپردازی کنم و با بچه‌ها مهربان‌تر و رفیق‌تر باشم.

کتاب برای بزرگ‌ترها چاپ شده، ولی فکر می‌کنم همه‌ی دوازده سال به بالاها از خواندنِ آن لذت ببرند. البته، ای‌کاش ناشر چاپ‌های بعدازاین را ویرایش می‌کرد تا دست‌اندازهای متن کم‌تر باشد.
راستی، با اقتباس از درخت زیبای من فیلم سینمایی هم ساخته شده که در برنامه‌ام است تا ببینمش.

۴ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. ashkan در ۹۳/۰۹/۰۶ گفت:

    خوش بحالتون این همه کتاب میخونین :))
    من کوری و جنایت و مکافات خریدم که بعدا بخونمشون.

    *
    *
    *
    *
    چهار ستاره مانده به صبح: آفرین. منم هنوز این دو کتاب را نخوانده‌ام.

  2. فرناز در ۹۳/۰۹/۱۱ گفت:

    وای این کتاب عالیه
    من دبیرستانی بودم که خوندمش و خیلی دوسش داشتم.

    *
    *
    *
    *
    چهار ستاره مانده به صبح: اوهوم. خیلی عالی 🙂

  3. سورمه در ۹۳/۰۹/۱۱ گفت:

    سلام عزیزم
    کتاب‌ها رسید؟
    *
    *
    *
    *
    چهار ستاره مانده به صبح: سلام سورمه جان، برایت در وبلاگت نوشتم.

  4. زریر در ۹۳/۰۹/۱۳ گفت:

    خیلی دوست دارم کتابخونه داشته باشم،کتاب بخونم و هی با خودم زندگی رو مرور کنم.
    قبل تر ها خیلی بی استرس تر بودم.
    دلم برای کتاب هایی که می خواندم تنگ می شود.

دیدگاه خود را ارسال کنید