چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

سومین دوره‌‌ی اهدای نشان‌های لاک‌پشت پرنده از ساعت ۵ بعدازظهر روز جمعه ۸ اسفند در فروش‌گاه شهرکتاب مرکزی (خ شریعتی، بالاتر از مطهری) برگزار می‌شود. در این مراسم، بهترین کتاب‌های کودک و نوجوان سال ۱۳۹۲ معرفی و از پدیدآورندگان کتاب‌های برتر با نشان‌های لاک‌پشت طلایی و لاک‌پشت نقره‌ای تقدیر خواهد شد.
علاوه‌براین، دوازدهمین فهرست لاک‌پشت پرنده (کتاب‌های برگزیده‌ی زمستان ۱۳۹۲) با حضور نویسندگان و مترجمان و تصویرگرانِ کتاب‌های برگزیده رونمایی خواهد شد.
اجرای موسیقی توسط گروه آدمک و نمایش عروسکی از دیگر برنامه‌های این دوره از جشن لاک‌پشت پرنده است . هم‌چنین، در این جشن گروهی از نوجوانانِ کتاب‌خوان به‌عنوان راهنما حضور خواهند داشت تا به خانواده‌ها و بچه‌ها برای انتخاب کتاب کمک کنند.

اگر دنبال یک فرصت خوب برای تهیه‌ی بهترین کتاب‌های سال بودید تا برای بچه‌ها عیدی بخرید، جشن لاک‌پشت پرنده را از دست ندهید.


روز جهانی کتاب – ۵ مارس ۲۰۱۵ –

هر بچه‌ای که بهترین ایده لباس پوشیدن از نوع کتابی را به نمایش بگذارد، ۵۰ پوند جایزه می‌گیرد.

شما اگر بچّه بودید، لباس کدام شخصیّت داستانی را می‌پوشیدید؟

پایتخت جهانی کتاب یکی از طرح‌های یونسکو است که از سال ۲۰۰۱ اجرا شده. هر شهر به‌مدت یک سال و از ۲۳ آپریل (روز جهانی کتاب و کپی رایت) سال انتخاب تا ۲۳ آپریل سال آینده پایتخت کتاب جهان خواهد بود. از آن سال تا الان مادرید، اسکندریه، دهلی نو، آنتورپ، مونترال، تورین، بوگوتا، آمستردام، بیروت، لیوبلیانا، بوینس آیرس، ایروان، بانکوک، بندر هارکوت و اینچئون پایتخت کتاب جهان بوده‌اند. تهران هم دو بار نامزد شده، ولی هنوز که انتخاب نشده است! امسال همه‌ی شهرهای ایران با این طرح درگیر بوده‌اند و برای توسعه و ترویج کتاب‌خوانی برنامه‌ریزی کرده‌اند. ده شهر هم نامزد شده‌اند؛ اهواز، بوشهر، تبریز، شهرکرد، قم، کاشان، کرمانشاه، گنبد کاووس، نیشابور و یزد. بله، یزد! خب، باید بگویم از نامزدی شهری که در آن زندگی می‌کنم، خوش‌حالم! امیدوارم شرکت در این طرح و فراخوان از سر وظیفه و فقط به‌خاطر آمار و صرفاً نمایشی نباشد و همین بهانه شود تا برنامه‌های خوبی درباره‌ی کتاب و کتاب‌خوانی در یزد اجرا شود. خدا را چه دیدید، شاید سال ۲۰۱۷ یزد پایتخت کتاب جهان شد و آن‌وقت، اگر به یزد سفر کنید، لابد همچی تصویرهای زیبا و شادی را در شهر خواهید دید!

+ این‌جا می‌توانید تصاویر بیش‌تری از کوچه و خیابان‌های کتاب‌نشان ببینید و ذوق کنید.

فردا، در آخرین روز از جشنواره‌ی کتاب کودک و نوجوان در کتابکده‌ی رستاک یزد، درباره‌ی فهرست لاک‌پشت پرنده با پدرها و مادرها، معلم‌ها و مربی‌ها، کتابدارها و ناشرهای یزدی صحبت می‌کنم.
علاوه‌بر بزرگ‌ترها، برنامه‌ی ویژه‌ای هم برای بچه‌ها برگزار می‌شود و هشت تا دوازده ساله‌ها می‌توانند در کارگاه داستان‌نویسی شرکت کنند.

کتاب‌های برگزیده‌ی فهرست لاک‌پشت پرنده و شماره‌های مختلف پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان (از شماره یک تا یازده) نیز با ۱۵ درصد تخفیف ارائه می‌شود.

کتابکده رستاک در صفائیه. میدان اطلسی. بازارچه‌ی اطلسی. کنار بستنی سالار است و برنامه از ساعت ۶ بعدازظهر شروع می‌شود. اگر ساکن یزد هستید، خوش‌حال می‌شوم که در رستاک ببینم‌تان.

جشنواره کتاب کودک و نوجوان با ۱۵ درصد تخفیف
از هشتم تا دوازدهم بهمن‌ماه
یزد. صفائیه. میدان اطلسی. کتابکده رستاک

ایونت این جشنواره در فیس‌بوق

خبر را بخوانید. دارد از پخش یک برنامه‌ی تلویزیونی می‌گوید، ولی نمی‌گوید برنامه از کدام شبکه پخش می‌شود. ساعتش را هم که نوشته بعد از خبر ۱۸! من این خبر را ساعت شش‌وربع خواندم و خب، این‌که تلویزیون برنامه‌ای درباره‌ی کتاب پخش کند، شاخک‌هایم را حساس می‌کند. کنترل را برداشتم و این کانال آن کانال کردم و دست‌آخر، طعم مطالعه را در شبکه‌ی چهار یافتم. دوتا آقا نشسته بودند و داشتند درباره‌ی آفت‌های! مطالعه گپ می‌زدند. یکی‌شان مجری بود و آن‌یکی آقایی که اسمش در خبر آمده است؛ محمود اکبری. در حرف‌هایشان هیچ اشاره‌ای به درس و کنکور نبود، ولی آن‌چه می‌گفتند فقط درباره‌ی درس خواندن صدق می‌کرد و نه مطالعه‌ی آزاد! چند دقیقه‌ی بعد، میان‌برنامه‌ای پخش شد که در آن دکتر ابراهیمی‌مقدم، روان‌شناس، حرف زد. حرف‌هایش در راستای حرف کارشناس برنامه بود. بعدتر، دوربین دوباره برگشت به استودیوی پخش زنده‌ی برنامه و ادامه‌ی حرف‌های اکبری درباره‌ی برنامه‌ریزی برای مطالعه و… میان‌برنامه‌ی بعدی هم یک نریشنِ رواعصابِ گرافیکی درباره‌ی اضطراب بود و این‌که اضطراب چه تأثیری بر مطالعه دارد. این وسط، اسم و فامیل کارشناس را گوگل کردم و خب، رسیدم به کلی فیلم از برنامه‌های مختلف تلویزیون در آپارات که همین آقای اکبری به‌عنوان مشاور تحصیلی در آن‌ها صحبت می‌کند + وب‌لاگ‌های هوادارهای آقای دکتر رتبه یکی! محمود اکبری مشاور تحصیلی است و به دانش‌آموزان یاد می‌دهد چطور درس بخوانند تا در کنکور رتبه بیاورند. مجری می‌گفت که برنامه‌شان سی‌دقیقه‌ای است و خب، من بیننده‌ی بیست‌دقیقه‌اش بودم؛ یک برنامه‌‌‌‌ی زنده که هر روز پخش می‌شود و با اسم گول‌زنکِ طعم مطالعه برای کلاس‌های کنکور و مشاوره‌های تحصیلی و فلان تبلیغ زیر‌پوستی می‌کند.

خیلی از بچه‌ها… دارم چی می‌گم؟ حتا خیلی از آدم‌بزرگ‌ها بلد نیستند درباره‌ی احساسات‌شان حرف بزنند. فرقی هم نمی‌کند آن حس خوب باشد یا بد! زن‌هایی را می‌شناسم که نمی‌توانند درباره‌ی غم‌وغصه‌شان با همسرشان حرف بزنند. از آن طرف مردهایی هم وجود دارند که بلد نیستند عشق‌ و علاقه‌شان را نشان بدهند. بعد فقدان همین مهارتِ به‌نظر ساده باعث مشکل، جنگ‌ و دعوا و بروز مسائل عمیق بشری می‌شود!

چند شب قبل، عکس مجموعه کتاب‌های خرگوش کوچولو را در فیس‌بوق دیدم و به چندتا از مادرهایی که می‌شناسم، رونوشت دادم. فردای آن شب، وقتی حرف‌های خانوم دکتر مهرخانه را درباره‌ی احساسات کودک گوش می‌کردم، با خودم گفتم درباره‌ی کتاب‌ها در وبلاگم هم بنویسم.

خانوم دکتر می‌گفت بچه باید احساس خوش‌آیند و ناخوش‌آیند را بشناسد. برای این‌که، وقتی می‌توانیم از او انتظار رفتار درست را داشته باشیم که احساس درستی داشته باشد. می‌گفت باید درباره‌ی احساسات مختلف با بچه حرف زد و موقعیت‌های متناسب با هر حس را برایش توضیح داد. مثلاً طبیعی است که وقتی بچه احساس درد دارد و یا مادرش در خانه نیست، ناراحت باشد و یا اگر برایش اسباب‌بازی جدیدی می‌خرند، خوش‌حال باشد. واقعیت این است که همه‌ی احساسات در جای خودشان با ارزش‌اند و پدر و مادر (کلاً بزرگ‌ترها) باید احساسات کودک را بپذیرند. ما با پذیرفتن احساسات کودک می‌توانیم کمک کنیم تا بچه رفتار بهتری داشته باشد. خانوم دکتر می‌گفت انکار احساسات باعث می‌شود که بچه سردرگم و عصبانی شود و ازنظر اعتماد‌به‌نفس و عزت‌نفس کم بیاورد. بعد هم درباره‌ی این حرف زد که چطور بچه را با احساسات آشنا کنیم و از او بخواهیم درباره‌اش حرف بزند و احساساتش را پیدا کند. خیلی هم تأکید کرد که باید به بچه اطمینان بدهیم برای شنیدن و تأیید احساساتش حضور داریم.
حالا چرا دارم حرف‌های خانوم دکتر را دوباره تکرار می‌کنم؟ خودتان بشنوید.
من فقط همین را بگویم که اگر دنبال داستان تصویریِ خوبی هستید که به‌ کمک آن روش‌های خوب برای ابراز احساسات و دلیل هر احساس و شیوه‌ی مناسب برخورد با هر احساس را به بچه‌تان آموزش بدهید، مجموعه‌ی خرگوش کوچولو هست.

این کتاب‌ها را تریس مورونی نوشته و تصویرگری کرده و نشر پنجره با ترجمه‌ی عذرا جوزدانی برای بچه‌های زیر ۵ سال منتشر کرده است. هشت جلد و درباره‌ی هشت احساس‌ است و خودتان هم می‌توانید با الهام از ماجراهای خرگوش کوچولو برای احساس‌های دیگر قصه بسازید و برای بچه تعریف کنید. قیمت هر جلد از این مجموعه ۲۵۰۰ تومان است و از این‌جا می‌توانید اینترنتی بخرید.

*عکس از اینستاگرام نشر پنجره.

کتاب تاچارا تا پایان سال ۹۳ هر دوشنبه کتاب‌هایش را با ۲۵ درصد تخفیف می‌فروشد.

اگر می‌خواهید کتاب بخرید، از تاچارا بخرید. چطوری؟ بروید این‌جا و کتاب‌های موردنظرتان را از میان ۱۷ هزار کتاب موجود در تاچارا انتخاب کرده و در روزهای دوشنبه ثبت کنید.
اگر کتابی می‌خواهید که در سایت نیست، با شماره‌ی ۸۸۹۳۳۶۹ – ۰۲۱ تماس بگیرید و سفارش بدهید.

کتاب‌ها در شهر تهران ۵ روز پس از ثبت سفارش و در سایر شهرها ۱۰ روز پس از ثبت سفارش تحویل داده می‌شود.
حمایت از کتاب‌های روستایی را هم فراموش نکنید.

کریسمس مبارک. تولد عیسای پیامبر مبارک. البته، می‌دانم که عیدشان دو سه روز قبل تحویل شده است. باید اعتراف کنم حس‌وحوصله‌ی نوشتن نداشتم و خب، برای من چه فرقی می‌کند که بابانوئلی آمده و رفته؟! آن هم وقتی در یک شهر گرم و خشک زندگی می‌کنم که در اوایل زمستان هنوز ژاکت‌لازم نشده‌ام. حالا چی شده که یاد کاج و کریسمس افتاده‌ام؟ این‌جا را بخوانید تا بدانید چرا یک‌هو حال‌و‌هوای دیگری پیدا کردم.

بعد از آقای اوباما و دخترهایش در آمریکا، حالا مدیر متروی ایتالیایی‌ها کریسمس را بهانه کرده تا به ملّت کتاب هدیه بدهد. رئیس با خودش فکر کرده وضع مردم خراب است و پول ندارند دمِ عیدی کتاب بخرند، من برایشان کتاب بخرم و به دست‌شان برسانم. مردم هم ذوق کرده‌اند و گفتند به! حالا که کتاب کادو گرفتیم، ما هم کتاب‌های قبلی‌مان را به دوست‌هایمان هدیه می‌دهیم. اکنون، به‌نوبه‌ی خودم مراتب تقدیر و تشکرم از مدیر متروی کشورِ محشرِ ایتالیا را اعلام می‌دارم و می‌گویم چه حیف که ما همچی مدیرها و رئیس‌هایی نداریم. کتاب رایگان که هیچ، یک‌سری کتاب کوچک ارزانِ دویست‌ سی‌صدتومانی هم بود که قدیم توسط شهرداری تهران در ایستگاه‌های مترو فروخته می‌شد و خیلی وقت است دیگر از آن کتاب‌ها هم خبری نیست!

راستش را بخواهید، خیلی دوست داشتم بهانه و پولِ یکی از آدم‌هایی را داشتم که نذر می‌کنند قیمه و قورمه بپزند و بدهند دست مردم. آن‌وقت، من کتاب می‌خریدم. قبلاً چندباری این کار را کرده‌ام. در حد چند جلد و عنوان. کتاب خریده‌ام و بین زن‌های توی اتوبوس پخش کرده‌ام و یا به راننده‌های تاکسی هدیه داده‌ام و خیلی لذت برده‌ام. در یزد جاها و آدم‌های زیادی هستند که به مناسبت‌های مختلف مجلس روضه و بساط نذری برپا می‌کنند. خیلی وقت‌ها با خودم می‌گویم کاشکی یک منبریِ کتاب‌خوانِ کتاب‌دوست هم بود که درباره‌ی نذر کتاب با ملّت حرف می‌زد تا این‌همه پول و وقت برای حرکتِ ماندگارتر و زیبا‌تری هزینه می‌شد.

برایتان نوشته بودم که داریم برای راه‌اندازی و فعال کردن کتاب‌خانه‌ای در یکی از روستاهای یزد تلاش می‌کنیم. این روزها، دارد ساختن بنای کتاب‌خانه به نتیجه می‌رسد و اگر دوست دارید، می‌توانید برای تهیه‌ی کتاب‌ها و یا ملزومات کتاب‌خانه و یا همکاری در اداره‌ی کتاب‌خانه کمک کنید. چطوری؟ این‌جا را بخوانید و اگر سؤالی بود، بپرسید تا برایتان بگویم.

این کتاب‌های عزیز از احمد محمود هم هدیه‌ی دوست عزیزی است که برای کتاب‌خانه‌‌‌ی روستا فرستاده.ممنونم سورمه جان.