خودت باش
جمعه, اسفند ۷م, ۱۳۸۸بمون، خود ِ خودت باش، زوده ازم گذشتن
هنوز یه فصل ِ دیگه مونده به هق هق ِ من
لبات پر از سکوته، چشات پر از ستاره
اشکات داره میریزه، غصه داری دوباره
بوی تو داره دستام، دلت نیاد جدا شیم
من بیتو بیترانهم، روزام نداره تقویم
بمون، خود ِ خودت باش، رفتن تو خون ِ ما نیس
تن نده به جدایی، به این ترانهی خیس
بارون گرفته اینجا، توی همین ترانه
واژهها اشک میریزن با بغض ِ شاعرانه
خود ِ خود ِ خودت باش، مثل ِ همیشه عاشق
میمیرم از عبورت، کاش نبود این دقایق
کاش تو خودت میموندی، میرسیدم به فردام
از این ترانه رد شی، سیاهی میره چشمام …
