چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

خیلی از بچه‌ها… دارم چی می‌گم؟ حتا خیلی از آدم‌بزرگ‌ها بلد نیستند درباره‌ی احساسات‌شان حرف بزنند. فرقی هم نمی‌کند آن حس خوب باشد یا بد! زن‌هایی را می‌شناسم که نمی‌توانند درباره‌ی غم‌وغصه‌شان با همسرشان حرف بزنند. از آن طرف مردهایی هم وجود دارند که بلد نیستند عشق‌ و علاقه‌شان را نشان بدهند. بعد فقدان همین مهارتِ به‌نظر ساده باعث مشکل، جنگ‌ و دعوا و بروز مسائل عمیق بشری می‌شود!

چند شب قبل، عکس مجموعه کتاب‌های خرگوش کوچولو را در فیس‌بوق دیدم و به چندتا از مادرهایی که می‌شناسم، رونوشت دادم. فردای آن شب، وقتی حرف‌های خانوم دکتر مهرخانه را درباره‌ی احساسات کودک گوش می‌کردم، با خودم گفتم درباره‌ی کتاب‌ها در وبلاگم هم بنویسم.

خانوم دکتر می‌گفت بچه باید احساس خوش‌آیند و ناخوش‌آیند را بشناسد. برای این‌که، وقتی می‌توانیم از او انتظار رفتار درست را داشته باشیم که احساس درستی داشته باشد. می‌گفت باید درباره‌ی احساسات مختلف با بچه حرف زد و موقعیت‌های متناسب با هر حس را برایش توضیح داد. مثلاً طبیعی است که وقتی بچه احساس درد دارد و یا مادرش در خانه نیست، ناراحت باشد و یا اگر برایش اسباب‌بازی جدیدی می‌خرند، خوش‌حال باشد. واقعیت این است که همه‌ی احساسات در جای خودشان با ارزش‌اند و پدر و مادر (کلاً بزرگ‌ترها) باید احساسات کودک را بپذیرند. ما با پذیرفتن احساسات کودک می‌توانیم کمک کنیم تا بچه رفتار بهتری داشته باشد. خانوم دکتر می‌گفت انکار احساسات باعث می‌شود که بچه سردرگم و عصبانی شود و ازنظر اعتماد‌به‌نفس و عزت‌نفس کم بیاورد. بعد هم درباره‌ی این حرف زد که چطور بچه را با احساسات آشنا کنیم و از او بخواهیم درباره‌اش حرف بزند و احساساتش را پیدا کند. خیلی هم تأکید کرد که باید به بچه اطمینان بدهیم برای شنیدن و تأیید احساساتش حضور داریم.
حالا چرا دارم حرف‌های خانوم دکتر را دوباره تکرار می‌کنم؟ خودتان بشنوید.
من فقط همین را بگویم که اگر دنبال داستان تصویریِ خوبی هستید که به‌ کمک آن روش‌های خوب برای ابراز احساسات و دلیل هر احساس و شیوه‌ی مناسب برخورد با هر احساس را به بچه‌تان آموزش بدهید، مجموعه‌ی خرگوش کوچولو هست.

این کتاب‌ها را تریس مورونی نوشته و تصویرگری کرده و نشر پنجره با ترجمه‌ی عذرا جوزدانی برای بچه‌های زیر ۵ سال منتشر کرده است. هشت جلد و درباره‌ی هشت احساس‌ است و خودتان هم می‌توانید با الهام از ماجراهای خرگوش کوچولو برای احساس‌های دیگر قصه بسازید و برای بچه تعریف کنید. قیمت هر جلد از این مجموعه ۲۵۰۰ تومان است و از این‌جا می‌توانید اینترنتی بخرید.

*عکس از اینستاگرام نشر پنجره.

درست است که طرف‌دارِ دیوید آلموند ‌ام، ولی … راستش، از پدرِ اسلاگ خوشم نیامد. یک داستانِ کوتاه تصویری بود برای … فکر می‌کنم برای بچّه‌های یازده، دوازده ساله … که می‌خواست بگوید زندگی پس از مرگ وجود دارد. من خیلی از ربطِ تصاویر با متن سردرنیاوردم و لُری بگویم حال نکردم با کتاب. درعوض کیت، گربه و ماه را دوست داشتم. این کتاب را هم آقای آلموند برای بچّه‌های کوچک‌تر نوشته است؛ چهار تا هفت ساله‌ها. البته، در شناس‌نامه‌ی کتاب نوشته گروه سنی الف و ب. حالا اگر بچه‌تان هشت ساله هم بود، بود. مگر خودم سی‌وچند ساله نیستم؟ والا. خلاصه، داستان این کتاب درباره‌ی دختری به نام کیت است که شبی با صدای گربه‌ای از خواب بیدار می‌شود. کیت پی گربه از خانه بیرون می‌رود و شهر را در شب تجربه می‌کند. فکر می‌کنم بچّه‌ها از داستانِ لطیف و تخیلیِ دیوید آلموند و تصویرگریِ زیبا و پُر از جزئیاتِ استفن لامبرت لذّت ببرند.

کیت، گربه و ماه را انتشارات مبتکران با ترجمه‌ی ناهید معتمدی در یک قطع هیجان‌انگیز منتشر کرده و قیمتش ۱۸۰۰ تومان است. پدرِ اسلاگ هم با ترجمه‌ی نسرین وکیلی توسط انتشارات آفرینگان چاپ شده است.

باربارا پارک، جمعه‌ی هفته‌ی قبل، پس از هفت سال و نیم مبارزه با سرطان تخمدان درگذشت.
خانم پارک یکی از نویسندگانِ مشهور آمریکایی در حوزه‌ی ادبیات کودک و نوجوان و خالقِ شخصیّتِ شوخ و شنگِ «جونی بی جونز» بود.
او در سال ۱۹۹۲، اوّلین جلد از مجموعه‌ی «جونی بی جونز» را منتشر کرد. داستانی شخصیّت محور که درباره‌ی دخترکی شش ساله به نام جونی بی است. شیطنت‌های این دختر کوچولوی عزیز در ماجراهای بامزه‌‌ی کتاب‌های خانم پارک موردعلاقه‌ی کودکان بود. برای همین، انتشار جلدهای بعدیِ این داستان ادامه پیدا کرد تا جلد سی‌ام.
این مجموعه یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز بوده است. می‌گویند کتاب‌های باربارا پارک فقط ۵۵ میلیون نسخه در شمال آمریکا فروخته شده است. او علاوه بر مجموعه‌ی «جونی بی جونز»، دو کتاب تصویری و سیزده رمان هم نوشته است.

از میان کتاب‌های باربارا پارک، پانزده جلد از مجموعه‌ی «جونی بی جونز» و دو رمانِ «میک هارته اینجا بود» و «عملیات دک‌کردن کپک» به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند.
«جونی بی جونز» از آن کتاب‌هایی است که مترجم‌های مختلف دوست داشته‌اند آن را ترجمه کنند. برای همین، توسط ناشرهای مختلف در سال‌های متفاوت چاپ شده است. «امیرمهدی حقیقت» اوّلین مترجمی بود که دخترِ زبر و زرنگِ خانم پارک را به بچّه‌های ایرانی معرّفی کرد. ترجمه‌ی او از این مجموعه توسط «نشر ماهی» منتشر شده است.

«میک هارته اینجا بود» و «عملیات دک‌کردن کپک» را «نازنین دیهیمی» ترجمه کرده است. این کتاب‌ها را هم «نشر ماهی» چاپ کرده است. داستانِ میک هارته از زبانِ دختری روایت می‌شود که به‌تازگی برادرش را طی یک سانحه‌ی تصادف از دست داده است. خانم پارک به‌خوبی احساساتِ این دختر را در مراحل مختلفِ شوک بعد از مرگِ برادر تا پذیرشِ این فقدان توصیف می‌کند. البته، هدفِ اصلیِ او این بوده که اهمیّت استفاده از کلاه ایمنی موقع دوچرخه سواری را به نوجوانان یادآوری کند، منتهی خیلی زیرپوستی. من، این کتاب را دوست داشتم و شما که غریبه نیستید، کلّی هم باهاش گریه کردم.

پ.ن ۱)؛ اگر می‌خواهید کتاب‌های «باربارا پارک» را اینترنتی بخرید، بروید این‌جا.
پ.ن ۲)؛ «باربارا پارک» یک مؤسسه‌ی حمایت از زنان مبتلا به سرطان تخمدان تاسیس کرده بود و با همسرش در این زمینه هم فعال بود. این‌جا سایت مؤسسه‌ی خانم پارک است.
پ.ن ۳)؛ وب‌سایتِ «جونی بی جونز» هم این‌جاست.
پ.ن ۴)؛ درباره‌ی سرطان تخمدان، علائم و درمان آن هم این‌جا را بخوانید. ضرر ندارد.

۳ میلیون دانش‌آموز + من امروز به مدرسه نرفتند

سنبله چرخ را خرمن شادی بسوخت
آتش خورشید کرد خانه باد اختیار

خاقانی

من؟ هیچ‌وقت مدرسه را دوست نداشتم، ولی همیشه دوست داشتم به مدرسه بروم. واقعاً چرا؟ من از شما می‌پرسم، برای این‌که خودم نمی‌دانم. فکر می‌کنم خیلی چیزهای زندگی که برای من اتّفاق افتاد از سرِ تنوع‌جویی‌ام بود. مثلاً درس می‌خواندم که شاگرد اوّل باشم، ولی نه برای این‌که بزرگ شوم و دکتر باشم و به جامعه خدمت کنم. نه. می‌خواستم به این وسیله حرف‌ام را به کُرسی بنشانم و هر سال به مدرسه‌ی تازه‌ای بروم به میل ِ خودم. معدل ِ خوب قدرتی بود که باعث می‌شد پدر و مادرم مقهورم باشند.

این‌که هم دی‌شب، پی‌دی‌افِ کتاب‌های مدرسه را از سایتِ ناشرش دانلود کردم از سرِ دل‌تنگی نبود. آخر هنوز هوسِ درس‌هایی، که در هنرستان نخوانده‌ام، توی سرم و دلم است؛ طراحی و معرّق و خوش‌نویسی. اصلش البته این است که حال ِ خودم را نمی‌فهمم، این‌ روزها آمیزه‌ای از سرگردانی و پوچی‌ام با بارقه‌‌هایی از ذوق و امید.

گاهی کتاب داستان می‌خوانم، «سووشون» یا ماجراهای «جونی‌بی‌جونز». بعد، خاقانی و بیهقی. قرارمان با هولدرلین این است که از روی کتاب‌های کلاسیکِ ادبیاتِ فارسی مشق بنویسیم، هر شب. درباره‌اش حرف هم می‌زنیم و معنیِ لغت‌های سخت را پیدا می‌کنیم. لامصّب از انگلیسی‌ خواندن بیش‌تر درد دارد.

حالا که حرفِ درس و مشق است، این را هم بنویسم که چند هفته قبل، «شش شاگردِ تازه» را خواندم. کتاب یادگارِ دوره‌ی بچّگیِ هولدرلین و خواهرش بود و – منهای چند صفحه‌ی ماژیکی‌اش – در حدّ ِ نو بود هنوز.

این کتاب نوشته‌ی «فرانتس براندنبرگ» است. «وحید نیکخواه‌آزاد» ترجمه‌اش کرده و تصاویرش هم از «وجیه‌الله فردمقدم» است. روحش شاد.

کتاب را در کتاب‌خانه‌ی کانون ندیده‌ بودم و فکر می‌کردم لابُد دوباره منتشر نشده، ولی الان در سایتِ خانه‌ی کتاب دیدم که آخرین چاپِ آن مربوط به سالِ هشتاد است. پس، شاید بتوان آن را در کتاب‌فروشی‌های کانون پرورش فکری پیدا کرد.
قیمتش هم مُفت است، ۳۷۰ تومان.  قیمتِ چاپ‌های مختلفِ کتاب از سالِ ۶۵ تا ۸۰ آدم را به خنده می‌اندازد؛ ۱۰ تومان … ۱۲ تومان … ۱۴ تومان … ۲۰ تومان … ۲۲ تومان و ۳۷۰ تومان.

البته این از آن خنده‌های بدتر از گریه است که یکی، دو شب قبل هم به سرم آمد. با هولدرلین رفته بودیم باغ ملّی که کتاب‌های دانش‌گاهش را بخرد. پنج‌تا کتاب شد پنجاه‌هزارتومان. تازه، ارزان درآمد. بعد، من یادِ قدیم افتادم که کتاب‌های عمومی‌ام را یکی ۴۰۰، ۵۰۰ تومان می‌خریدم و خیلی هم غُر می‌زدم که اوه. چه همه پول‌‌ام هدر شد سرِ کتاب اخلاق و متون. آن‌وقت، گران‌ترین کتابی که خریده بودم روان‌شناسی هیلگارد بود،  دو جلدی ۹۱۰۰ تومان. بپرسید الان چند؟ چهل و چند هزار تومان.  بله.
بگذریم. بگذریم. بگذریم.

ماجرای داستانِ آقای براندنبرگ  درباره‌ی موش‌هاست. نمی‌دانم تصاویرِ اصلیِ کتاب چه‌گونه بوده‌، ولی تصویرسازیِ فردمقدمِ مرحوم مرا یادِ «مدرسه‌ی موش‌ها» می‌اندازد؛ آن نارنجی و سرمایی و دُم‌درازِ عزیز. قصّه چیست؟ شش موش می‌خواهند به مدرسه بروند؛ موشار و موشی و موشین و موشان و موشو و موشک و موشی. هر کدام از این موش کوچولوها یک درس را دوست ندارد. مثلاً موشان علوم دوست ندارد و موشک هم ورزش، ولی موشی … او از همه‌ی درس‌های مدرسه بدش می‌آید و فکر نمی‌کند که مدرسه را دوست داشته باشد. منتهی، در مدرسه، ترفند و تدبیرِ خوبِ معلّمِ مهربان و لطفِ حضورِ هم‌کلاسی‌های دیگر جادو می‌کند و دست‌آخر، شش موشِ کوچولوی داستان به درس و مدرسه علاقه‌مند می‌شوند و دوست‌های تازه‌ای پیدا می‌کنند.

همین دیگر.

* آقامون، کلاه‌قرمزی جان.

امروز سی‌تا ببر را داغون می‌کنم یکی از کتاب‌های مجموعه‌ی قصه‌های یک‌جورکی دکتر زئوس است. اسم واقعی دکتر زئوس، تئودور زئوس گایزال است که به خاطر فیلمنامه‌ها و قصّه‌هایش، سه بار جایزه‌ی اسکار و به خاطر یک عمر آموزش و شادی‌آفرینی برای بچّه‌ها، پدرها و مادرها یه بار دیپلم افتخار گرفته و تاکنون، کتاب‌های وای،چه‌جاها که خواهی رفت!، هیچ‌وقت گفته بودم چه‌قدر خوشبختی؟، دردسرهای من در راه سولاسولیو، اسنیچ‌های باستاره و اسنیچ‌های بی‌ستاره، هورتون جوجه از تخم درمی‌آورد، اگر سیرک دست من بود، فکرش را بکن این چیزها را در خیابان مالبری دیدم، گربه‌ی ‌باکلاه، گربه‌ی باکلاه باز می‌گردد، ماروین کِی‌مونی خواهش می‌کنم همین حالا برو! توسط نشر افق به صورت متن دوزبانه با ترجمه‌ی رضی هیرمندی منتشر شده است.

در امروز سی‌تا ببر را … من داستان سوّم را دوست داشتم که درباره‌ی دختری است که یک دستگاه “فکرساز” دارد و یک‌روز، از سر تنوّع، یک فکر بدترکیب می‌سازد به اسم گلانک! و ادامه‌ی ماجرا …

امروز سی‌تا ببر را داغون می‌کنم

امروز سی‌تا ببر را داغون می‌کنم و قصّه‌های دیگر

نوشته‌ی دکتر زئوس، ترجمه‌ی رضی هیرمندی، تهران، نشر افق، واحد کودک، کتاب‌های فندق، ۱۳۸۵، ۴۰ صفحه‌ی مصوّر، رنگی، قیمت ۱۲۰۰ تومان