چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

«کیت دی‌کامیلو»، نویسنده‌ی محبوب من، برای سوّمین‌بار برنده‌ی جایزه‌ی نیوبری شده است. مدال نیوبری نخستین و معتربرترین جایزه‌ی ادبی کتاب‌های کودکان و نوجوانان در دنیاست.

«به‌خاطر وین‌دیکسی» اوّلین رُمان خانم دی‌کامیلو در سال ۲۰۰۰ به چاپ رسید و یک سال بعد، به‌عنوان کتاب افتخاری نیوبری معرّفی شد. او در سال ۲۰۰۴ میلادی هم توانست با کتاب «افسانه‌ی دسپراکس» برنده‌ی این مدال شود. فکر می‌کنید وقتی‌ او خبردار شد برنده‌ی جایزه‌ی نیوبری شده چه حالی داشت؟ خودش  می‌گوید: «این حیرت‌انگیزترین، باورنکردنی‌ترین، معرکه‌ترین، خارق‌العاده‌ترین و بی‌نظیرترین چیزی بود که تا آن موقع شنیده بودم! راستش را بخواهید، هنوز هم باورم نمی‌شود. تا چند روز گریه می‌کردم. هنوز هم هر وقت به آن فکر می‌کنم، گریه‌ام می‌گیرد.»*

و حالا، کیت دی‌کامیلو به‌خاطر کتاب Flora & Ulysses برنده‌ی این جایزه شده است. این‌بار هم، وقتی از آسوشیتدپرس برای گفت‌وگوی تلفنی با او تماس می‌گیرند، خانم دی‌کامیلو بیش‌تر گریه می‌کند. او می‌گوید: «وقتی درباره‌ی جایزه‌ی نیوبری گفتند من فکر نمی‌کردم درباره‌ی احساسم چیزی برای گفتن داشته باشم و گریه کردم.»

او این داستان را با الهام از یک ماجرای واقعی نوشته است. گویا، چند سال قبل، مادر بیمارِ کیت، در حالِ مرگ، نگرانِ این بوده که برای جاروبرقی‌اش چه اتفاقی می‌افتد. در همان وقت، سروکلّه‌ی یک سنجاب سرگردان در خانه‌ی مادر پیدا می‌شود. او خیلی می‌ترسد و به پیشنهاد یکی از دوست‌هایش، با بیل محکم می‌کوبد روی سر سنجابِ بی‌چاره و او را می‌کُشد.

خانم کامیلو می‌گوید بعد از این ماجرا «من شروع کردم به فکرکردن درباره‌ی راهی که می‌توانستم زندگی آن سنجاب را نجات بدهم.» و نتیجه‌ چی شد؟ نوشتنِ داستانی درباره‌ی یک جاروبرقی مرگ‌بار و سنجابی توانا.*

از کتاب‌های خانم دی‌کامیلو، به‌خاطر وین‌دیکسی (ترجمه‌ی ویدا لشکری فراهانی/نشر قطره | ترجمه‌ی علی خاکبازان/انتشارات مدرسه)، ببرخیزان (ترجمه‌ی کیوان عبیدی‌ آشتیانی/ انتشارات کاروان)، سفر باورنکردنی ادوارد (ترجمه‌ی مهدی حجوانی/ انتشارات قدیانی) و موش کوچولو (ترجمه‌ی حسین ابراهیمی (الوند)/ نشر افق) به فارسی منتشر شده‌اند.

«این وبلاگ واگذار می‌شود» خلافِ بیش‌تر رمان‌هایی که برای نوجوانان نوشته می‌شود، روایتِ ‌خطی ندارد. داستان در داستان است و بخشی از آن در زمان حال می‌گذرد و بخشی دیگر، در گذشته. دو راوی هم دارد؛ یکی پسر و دیگری دختر. فکر می‌کنم بچّه‌های امروزی از خواندنِ رُمانی که درباره‌ی دو موضوعِ جذابِ عشق و وبلاگ‌نویسی است بدشان نیاید.

من کتاب را خیلی‌وقت قبل خواندم، بیش‌تر از سر کنجکاوی. می‌خواستم ببینم «فرهاد حسن‌زاده» چه‌طوری یک رمان را با ساختار وبلاگ نوشته است. چند روز قبل، به نیتِ دیگری، دوباره آن را دست گرفتم و خواندم و خُب، … به‌نظر من، این کتاب تجربه‌ی تازه‌ای است و انگار راه رفتن روی یک طناب.

هر دو داستانِ کتاب ساده‌اند؛ دختری، به نام درنا، تصمیم می‌گیرد خاطراتِ زال را بازنویسی کرده و در وبلاگش منتشر کند. حالا، زال کیست و خاطراتش چه جذابیتی دارد؟ زال، مردِ تنهای کتاب‌فروشی است که در نوجوانی، دل به دختر هم‌سایه داده و هنوزم، در انتظار آن یارِ فریباست.
در داستانِ زال، آقای نویسنده شرحِ دل‌بستگیِ این پسر نسبت به فریبا، دل‌تنگی‌ها و بی‌قراری‌ها و تلاش‌های ناچیزش برای بیانِ این علاقه را به‌واسطه‌ی زبانِ روان و لحنِ شوخ و ته‌لهجه‌ی خوش‌آیندِ جنوبی خواندنی کرده است. در پس‌زمینه‌ی قصّه هم وضعیتِ نابسامانِ آبادانِ ابتدای جنگ به‌خوبی تصویر می‌شود؛ بلاتکلیفی‌ها و بی‌خانمانی‌های مردم.
در داستان درنا هم حرف از آبادانِ این روزهاست که کافی‌شاپ و کافی‌نت دارد. درنا یکی از همین بچّه‌های دبیرستانیِ دهه‌ی هفتادی است که وبلاگ می‌نویسد و می‌خواهد نویسنده شود. کم‌ترین حُسنِ این بخش از کتاب، نزدیکیِ فضای آن به دنیای نوجوانِ امروزی است. این حُسن وقتی مهم می‌شود که می‌بینیم بیش‌تر نویسنده‌های کودک و نوجوان، هنوز که هنوز است، برای بچّه‌های این دوره و زمانه از روستا و ماجراهایش می‌نویسند.

البته، نویسنده کلّی بار نمادین هم به داستان داده است؛ از قراردادن دفتر خاطرات زال توی قفس و انتخابِ پرنده‌فروشی به‌عنوان مکان وقوع داستان گرفته تا قصه‌ی طوطی و بازرگان، سیمرغ و …. بااین‌حال، نمی‌دانم چی در این کتاب کم است که نمی‌توانم آن را به قدرِ «هستی» دوست داشته باشم. شاید برای این‌که من عشقِ نوجوانی را، آن‌طور که برای زال اتفاق می‌افتد، بهانه‌ی خوبی (یا باورپذیری) نمی‌دانم که همه‌ی عمرِ یکی صرفِ انتظار برای یار شود. شاید برای این‌که دلم می‌خواست آن کامنتِ تهدیدآمیز در وبلاگِ درنا شبیه یک معمّای پلیسی باشد و به جاهای هیجان‌انگیزی برسد، ولی چون این‌طور نمی‌شود و ناگهان، کامنت‌گذارِ بی‌نام گم و گور می‌شود حالم گرفته شد. شاید هم شایدهای دیگری در میان است؟ شاید.

* کتاب را نشر افق چاپ کرده است، اردی‌بهشت ۱۳۹۲. قیمت؟ ۷۰۰۰ تومان.

باربارا پارک، جمعه‌ی هفته‌ی قبل، پس از هفت سال و نیم مبارزه با سرطان تخمدان درگذشت.
خانم پارک یکی از نویسندگانِ مشهور آمریکایی در حوزه‌ی ادبیات کودک و نوجوان و خالقِ شخصیّتِ شوخ و شنگِ «جونی بی جونز» بود.
او در سال ۱۹۹۲، اوّلین جلد از مجموعه‌ی «جونی بی جونز» را منتشر کرد. داستانی شخصیّت محور که درباره‌ی دخترکی شش ساله به نام جونی بی است. شیطنت‌های این دختر کوچولوی عزیز در ماجراهای بامزه‌‌ی کتاب‌های خانم پارک موردعلاقه‌ی کودکان بود. برای همین، انتشار جلدهای بعدیِ این داستان ادامه پیدا کرد تا جلد سی‌ام.
این مجموعه یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز بوده است. می‌گویند کتاب‌های باربارا پارک فقط ۵۵ میلیون نسخه در شمال آمریکا فروخته شده است. او علاوه بر مجموعه‌ی «جونی بی جونز»، دو کتاب تصویری و سیزده رمان هم نوشته است.

از میان کتاب‌های باربارا پارک، پانزده جلد از مجموعه‌ی «جونی بی جونز» و دو رمانِ «میک هارته اینجا بود» و «عملیات دک‌کردن کپک» به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند.
«جونی بی جونز» از آن کتاب‌هایی است که مترجم‌های مختلف دوست داشته‌اند آن را ترجمه کنند. برای همین، توسط ناشرهای مختلف در سال‌های متفاوت چاپ شده است. «امیرمهدی حقیقت» اوّلین مترجمی بود که دخترِ زبر و زرنگِ خانم پارک را به بچّه‌های ایرانی معرّفی کرد. ترجمه‌ی او از این مجموعه توسط «نشر ماهی» منتشر شده است.

«میک هارته اینجا بود» و «عملیات دک‌کردن کپک» را «نازنین دیهیمی» ترجمه کرده است. این کتاب‌ها را هم «نشر ماهی» چاپ کرده است. داستانِ میک هارته از زبانِ دختری روایت می‌شود که به‌تازگی برادرش را طی یک سانحه‌ی تصادف از دست داده است. خانم پارک به‌خوبی احساساتِ این دختر را در مراحل مختلفِ شوک بعد از مرگِ برادر تا پذیرشِ این فقدان توصیف می‌کند. البته، هدفِ اصلیِ او این بوده که اهمیّت استفاده از کلاه ایمنی موقع دوچرخه سواری را به نوجوانان یادآوری کند، منتهی خیلی زیرپوستی. من، این کتاب را دوست داشتم و شما که غریبه نیستید، کلّی هم باهاش گریه کردم.

پ.ن ۱)؛ اگر می‌خواهید کتاب‌های «باربارا پارک» را اینترنتی بخرید، بروید این‌جا.
پ.ن ۲)؛ «باربارا پارک» یک مؤسسه‌ی حمایت از زنان مبتلا به سرطان تخمدان تاسیس کرده بود و با همسرش در این زمینه هم فعال بود. این‌جا سایت مؤسسه‌ی خانم پارک است.
پ.ن ۳)؛ وب‌سایتِ «جونی بی جونز» هم این‌جاست.
پ.ن ۴)؛ درباره‌ی سرطان تخمدان، علائم و درمان آن هم این‌جا را بخوانید. ضرر ندارد.

بنیاد بوک تراست ۱۰۰ کتاب خوب برای بچّه‌های صفر تا چهارده ساله را معرّفی کرده است. تقریباً نیمی از این کتاب‌ها هنوز به فارسی ترجمه نشده‌اند. از میانِ آن‌هایی هم که ترجمه شده‌اند، شک دارم که بتوان بعضی‌هایشان را پیدا کرد. بااین‌حال، من مشخصاتِ کتاب‌ها را برای خودم فهرست کرده‌ام تا بخرم. گفتم توی وبلاگم هم بگذارم تا اگر کسی خواست برای بچّه‌ای کتاب بخرد، بهترین را بخرد. این فهرست در این‌جا و این‌جا و این‌جا منتشر شده و به‌ترتیب شامل مشخصات بهترین کتاب‌ها برای بچّه‌های صفر تا پنج ساله، بهترین کتاب‌ها برای بچّه‌های شش تا هشت ساله، بهترین کتاب‌ها برای بچّه‌های نه تا یازده ساله است. بخشِ چهارم (و آخر) فهرست هم، که  بهترین کتاب‌ها برای بچّه‌های دوازده تا چهارده ساله را معرّفی می‌کند، شامل کتاب‌های زیر است؛

ک‍وچ
نویسنده: ری‍چ‍ارد آدام‍ز
ت‍رج‍م‍ه‌: ش‍ه‍ی‍ن‌ اح‍م‍دی‌
ناشر: –
سال انتشار: –

* این مشخصات در سایت کتاب‌خانه‌ی ملّی آمده، ولی بی نامِ ناشر و باقیِ جزئیات. احتمالن، این کتاب هنوز منتشر نشده است.

The Hunger Games
نویسنده: سوزان کالینز

* از این کتاب دو ترجمه وجود دارد. ترجمه‌ی اوّل با نام‌های «اشتعال» و «عطش مبارزه» توسط انتشارات افراز منتشر شده است. به‌نظر می‌رسد کتاب دو جلدی باشد. چهارصد و خورده‌ای صفحه دارد و مترجمِ آن «شبنم سعادت» است. ترجمه‌ی بعدی توسط «علی مصلح‌حیدرزاده» و از سوی نشر ویدا منتشر شده است. این نسخه «هانگر گیمز» نام دارد و دویست و خورده‌ای صفحه است. ؟ آره. معلوم نیست چی به چیست کلن.

کتاب گورستان
نویسنده: نیل گی‌من
مترجم: کیوان عبیدی‌آشتیانی
ناشر: نشر افق
سال انتشار: چاپ سوّم، ۱۳۹۱

* این کتاب با ترجمه‌ی «فرزاد فربد» هم از سوی انتشارات پریان (کتاب پنجره) منتشر شده است.

ماجرای عجیب سگی در شب
نویسنده: مارک هادون
مترجم: شیلا ساسانی‌نیا
ناشر: نشر افق
سال انتشار: چاپ هفتم، ۱۳۹۲

* این کتاب با نام‌های «ح‍ادث‍ه‌ای‌ ع‍ج‍ی‍ب‌ ب‍رای‌ س‍گ‍ی‌ در ش‍ب‌» از سوی انتشارات کاروان (ترجمه‌ی گیتا گرگانی) و «حادثه مرموز برای سگ در شب هنگام» از سوی انتشارات هرمس (ترجمه‌ی ترانه شیمی) هم منتشر شده است.

دو ص‍ف‍ر ه‍ی‍چ‌   
نویسنده: آن‍ت‍ون‍ی‌ ه‍ورووی‍ت‍س
مترجم: گیتا گرگانی
ناشر: کتابهای لوک (انتشارات کاروان)
سال انتشار: ۱۳۸۶

ل‍ی‍را و ق‍طب‌ن‍م‍ای‌ ج‍ادوی‍ی‌
نویسنده: ف‍ی‍ل‍ی‍پ‌ پول‍م‍ن‌
مترجم: ف‍رخ‌ ب‍اف‍ن‍ده
ناشر: راش‍ی‍ن
سال انتشار: ۱۳۸۴

How I Live Now
نویسنده: مگ روسوف

* گویا، این کتاب دوبار منتشر شده است. بار اوّل، با نام «و من این‌گونه زندگی می‌کنم» توسط انتشارات «در دانش بهمن» در سال ۱۳۹۱. این نسخه را «ریتو بحری» ترجمه کرده است. بار دوّم هم «انتشارات قطره» این کتاب را، در سال ۱۳۹۲، با ترجمه‌ی «مروارید مجیدی» منتشر کرده است. ( یا می‌خواهد منتشر کند. نمی‌دانم.) در این نسخه، نام کتاب به «دم غنیمت است» تغییر یافته است.

هفت تیر
نویسنده: مارکوس سدکوئیک
مترجم: بهاره مدیحی
ناشر: نشر ویدا‏‫
سال انتشار:۱۳۹۱

خداوندگار حلقه‌ها
نویسنده: جی. آر. آر. تاکین
مترجم: تبسم آتشین‌جان
ناشر: حوض نقره
سال انتشار: ۱۳۸۱

* این کتاب با نام «ف‍رم‍ان‍روای‌ ح‍ل‍ق‍ه‌ه‍ا» هم ت‍وس‍ط ان‍ت‍ش‍ارات‌ روزن‍ه‌ منتشر شده است.

بنیاد بوک تراست ۱۰۰ کتاب خوب برای بچّه‌های صفر تا چهارده ساله را معرّفی کرده است. تقریباً نیمی از این کتاب‌ها هنوز به فارسی ترجمه نشده‌اند. از میانِ آن‌هایی هم که ترجمه شده‌اند، شک دارم که بتوان بعضی‌هایشان را پیدا کرد. بااین‌حال، من مشخصاتِ کتاب‌ها را برای خودم فهرست کرده‌ام تا بخرم. گفتم توی وبلاگم هم بگذارم تا اگر کسی خواست برای بچّه‌ای کتاب بخرد، بهترین را بخرد.

بهترین کتاب‌ها برای بچّه‌های نه تا یازده ساله؛

گ‍رگ‌ه‍ای‌ وی‍ل‍وب‍ای‌‌چ‍ی‍س
ن‍وی‍س‍ن‍ده:‌ ای‍ک‍ن‌ ج‍وآن‌‏‫
م‍ت‍رج‍م‌: طه‌ ع‍زی‍زی
ناشر: دف‍ت‍ر ن‍ش‍ر ف‍ره‍ن‍گ‌ اس‍لام‍ی‌‏‫
سال انتشار: چاپ دوم، ۱۳۷۹

اسکیلگ و بچه‌ها
نویسنده: دیوید آلموند
مترجم: نسرین وکیلی
ناشر: آفرینگان (انتشارات ققنوس)
سال انتشار: ۱۳۸۷

آرتمیس فاول
نویسنده: ااین کالفرا
مترجم: شیدا رنجبر
ناشر: نشر افق
سال انتشار: چاپ هفتم، ۱۳۸۳

* آرتمیس فاول و ماجرای شمال، آرتمیس فاول و انتقام اوپال، آرتمیس فاول و عقده‌ی آتلانتیس، آرتمیس فاول و مهاجران گمشده، آرتمیس فاول و معمای زمان، آرتمیس فاول و گروگان‌گیری، آرتمیس فاول و رمز ابدی عنوان کتاب‌های این مجموعه هفت جلدی‌اند.

میلیون‌ها
نویسنده: فرانک کاترل‌‌بویس
ترجمه: شهلا انتظاریان
ناشر: نشر افق
سال انتشار: چاپ دوم، ش ۱۳۸۶

ماتیلدا
نویسنده: رولد دال
مترجم: پروین علی‌پور
ناشر: نشر افق
سال انتشار: چاپ هفتم، ۱۳۸۶

* این کتاب توسط شهلا طهماسبی (نشر مرکز)، علی پناهی‌آذر (نشر گلدیس)، محبوبه نجف‌خانی (نشر چشمه) و … هم ترجمه و منتشر شده است.

تن تن
نویسنده: هرژه

* این مجموعه‌ی چندجلدی با ترجمه‌های مختلف توسط چند ناشر (مثلن رایحه اندیشه، ثالث، زرین، تاریخ و فرهنگ، دبیر و ….) به چاپ رسیده است.

ش‍ی‍ر، ج‍ادوگ‍ر و گ‍ن‍ج‍ه‌  
نویسنده: کلایو استیپلز لوییس
مترجم: آرش حجازی
ناشر: انتشارات کاروان
سال انتشار: چاپ اول، ۱۳۸۵

* این کتاب از مجموعه‌ی «س‍رگ‍ذش‍ت‌ ن‍ارن‍ی‍ا» است.

هری پاتر و سنگ جادو
نویسنده: جی کی رولینگ
مترجم: سعید کبریایی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال انتشار: چاپ بیست و هشتم، ۱۳۹۲

* عزیزم … هری پاتر عزیزم …

آخ‍ری‍ن‌ گ‍ودال‌
نویسنده:  ل‍وی‍ی‍س‌ س‍ک‍ر
ت‍رج‍م‍ه:‌ ح‍س‍ی‍ن‌ اب‍راه‍ی‍م‍ی‌ (ال‍ون‍د)
ناشر: کتابهای بنفشه (انتشارات قدیانی)
سال انتشار: چاپ نهم، ۱۳۹۱

شازده کوچولو
نویسنده: آنتوان دوسنت اگزوپری

* انتشارات امیرکبیر، نگاه، نیلوفر، بهجت، بهزاد، اخوان خراسانی، آموت، ارس، کوله‌پشتی، ثالث و … این کتاب را با ترجمه‌ی آدم‌های مختلف منتشر کرده‌اند.

ک‍ف‍ش‍ه‍ای‌ ب‍ال‍ت‌
نویسنده: ن‍وئ‍ل‌ اس‍ت‍ری‍ت‌ ف‍ی‍ل‍د
مترجم: م‍ن‍ص‍ور ع‍ظی‍م‍ا
ناشر: بنگاه ترجمه و نشر کتاب
سال انتشار: ۱۳۳۹

* ۱۳۳۹!!! آخ.

هابیت
نویسنده: جان رونالد روئل تالکین
مترجم: فرزاد فربد
ناشر: پنجره
سال انتشار: ۱۳۸۱

* این کتاب با ترجمه‌ی «شاهده سعیدی» توسط «نشر چشمه» هم منتشر شده است.

داستان تریسی بیکر
نویسنده: ژاکلین ویلسون
مترجم: نسرین وکیلی
ناشر: کتابهای فندق (نشر افق)
سال انتشار؛ ۱۳۹۱

* این کتاب با ترجمه‌ی «ناهید رشید» توسط «نشر آسیم» هم منتشر شده است.

+ فهرستِ بهترین کتاب‌ها برای بچّه‌های صفر تا پنج ساله را این‌جا بخوانید.
+ فهرستِ بهترین کتاب‌ها برای بچّه‌های شش تا هشت ساله را این‌جا بخوانید.

بنیاد بوک تراست ۱۰۰ کتاب خوب برای بچّه‌های صفر تا چهارده ساله را معرّفی کرده است. تقریباً نیمی از این کتاب‌ها هنوز به فارسی ترجمه نشده‌اند. از میانِ آن‌هایی هم که ترجمه شده‌اند، شک دارم که بتوان بعضی‌هایشان را پیدا کرد. بااین‌حال، من مشخصاتِ کتاب‌ها را برای خودم فهرست کرده‌ام تا بخرم. گفتم توی وبلاگم هم بگذارم تا اگر کسی خواست برای بچّه‌ای کتاب بخرد، بهترین را بخرد.

بهترین کتاب‌ها برای بچّه‌های شش تا هشت ساله؛

خرسی به نام پدینگتون: داستان خرسی که از اعماق کشور پرو آمد
نویسنده: مایکل باند
تصویرگر: پگی فارتنوم
مترجم: کاتارینا ورزی
ویراستار: نیلوفر خان‌محمدی
ناشر: کتاب‌های بنفشه (انتشارات قدیانی)
سال انتشار: ۱۳۸۶

استنلی دوباره صاف می‌شود
نویسنده: جف براون
ترجمه: پروین علی‌پور
ناشر:‌کتاب ونوشه (نشر چشمه)
سال انتشار: ۱۳۸۹

غول بزرگ مهربان
نویسنده: رولد دال
تصویرگر: کوانتین بلیک
مترجم: شهلا طهماسبی
ناشر: کتاب مریم (نشر مرکز)
سال انتشار: چاپ چهارم، ۱۳۸۸

*  این کتاب در قالب رمان نوجوان و برای بچّه‌های هشت تا سیزده سال توسط مترجم‌ها و ناشرهای مختلف منتشر شده است. مثل؟ محبوبه نجف‌خانی (نشر افق)، گیتا گرگانی (کتاب ونوشه)، م‍ه‍ن‍از داوری‌ (محراب قلم) و ….

ق‍ص‍ه‌ه‍ای‌ ب‍اب‍ار (ف‍ی‍ل‌ ک‍وچ‍ول‍و)
ن‍وی‍س‍ن‍ده‌: ژان‌ دوب‍رون‍وف
ت‍رج‍م‍ه:‌ اف‍س‍ون‌ رح‍ی‍م‌زاده
ناشر: م‍وس‍س‍ه‌ ان‍ت‍ش‍ارات‍ی‌ ف‍ردوس‍ی‌ ای‍ران‌
سال انتشار:‌۱۳۷۹

* این کتاب چند جلدی است. کتاب‌های «عروسی باربار» و «باربار پدر می‌شود» و «باربار در خانواده‌اش» عناوین جلدهای بعدی این کتاب هستند که توسط همین ناشر و مترجم و هم‌چنین با ترجمه‌ی آذرنوش معتمدی از سوی نشر آرویج منتشر شده‌اند.

خواهر کوچولوی آتیش پاره من و دوستانش  
نویسنده: دوروتی ادواردز
تصویرگر: شرلی هیوز
مترجم: پژمان طاهرانیان
ناشر: کتاب‌های کیمیا (نشر هرمس)
سال انتشار: ۱۳۸۷

‏‫آستریکس در سرزمین گل
نویسنده گوسینی
تصویرگر: آلبرت اودرزو
مترجم فریبرز افروزی
ناشر: سامر
سال انتشار:‌۱۳۹۱

خانواده‌ی فنلاندی مومین ترول     
نویسنده و تصویرگر: تووه یانسون
مترجم: شاهده سعیدی
ناشر:‌ کتاب مریم (نشر مرکز)
سال انتشار: ۱۳۸۸

Diary of a Wimpy Kid
نویسنده: جف کینی
مترجم:
ناشر:

* این مجموعه از آن کتاب‌های عجیب و غریب است که هم‌چنان در فهرست پرفروش‌های آمازون قرار دارد. بر اساس آن فیلم هم ساخته شده و بیش‌تر مترجم‌ها و ناشرهای ایرانی هم علاقه داشته‌اند آن را ترجمه و منتشر کنند. برای همین نسخه‌های متعددی از این کتاب‌ها با عنوان‌های مختلف در بازار وجود دارد؛ «خاطرات بچه دست و پا چلفتی»، «خاطرات گرگوری»، «خاطرات یک بچه بی عرضه»، «خاطرات یک بچه‌ی چلمن»، «دفترچه خاطرات یک بچه لاغر»، «دفترچه‌ خاطرات یک بی‌عرضه»، «دفتر خاطرات پسرلاغرو» و …. که توسط بانوان و آقایان گرامی شقایق قندهاری (نشر پنجره)، نفیسه معتکف (انتشارات هو)، نسرین مهاجرانی (انتشارات پیدایش)، میترا لبافی (شهر قصه)، کهزاد باصری (نشر کوچک)، پروین علی‌پور (کتاب ونوشه)، ندا شادنظر (نشر قطره)، سارا اسفندیارپور (حوض‌نقره)، فرخ بافنده (نیکونشر) و …. ترجمه (و چاپ) شده‌اند.

پ‍ی‌پ‍ی‌ ج‍وراب‌ ب‍ل‍ن‍د
نویسنده: آسترید لیندگرن
مترجم: افسانه صفوی
ناشر: کتاب‌های کیمیا (نشر هرمس)
سال انتشار: ۱۳۸۶

وینی پو
نویسنده: آلن الگزاندرمیلن
مترجم: میرعلی غروی و مصطفی مشهدی زاده
ناشر: کتاب‌های کیمیا (نشر هرمس)
سال انتشار: ۱۳۸۴

ب‍دت‍ری‍ن‌ ج‍ادوگ‍ر
ن‍وی‍س‍ن‍ده‌: ج‍ی‍ل‌ م‍ورف‍ی‌‏‫
م‍ت‍رج‍م:‌ ه‍ان‍ا اس‍ت‍ی‍ف‍ائ‍ی
ناشر: ق‍ل‍م‍س‍ت‍ان‌ ه‍ن‍ر
سال انتشار: ۱۳۸۴

هنری زلزله
نویسنده: فرانچسکا سایمون
مترجم: آتوسا صالحی
ناشر: کتاب‌های فندق (نشر افق)
سال انتشار: چاپ نهم، ۱۳۸۷

* این مجموعه ده جلدی است و هر کتاب چهار قصّه، با محوریّت یک شخصیّتِ شیطان و بلا به نام هنری، دارد.

کارتنک شارلوت
نویسنده: الوین بروکس وایت
مترجم:‌ مهشید امیرشاهی
ناشر: علمی و فرهنگی
سال انتشار:‌ چاپ سوم، ۱۳۸۳

* از این داستان، فیلم و انیمیشن ساخته شده و جایزه کم نبرده است. در ایران هم، اوّلین‌بار قبل از انقلاب و توسط شرکت سهامی کتابهای جیبی در تهران منتشر شده است.

خانه‌ی کوچک
نویسنده:‌ ل‍ورا ای‍ن‍گ‍ال‍ز وای‍ل‍در‏‫
مترجم: مهرداد مهدویان
ناشر: کتاب‌های بنفشه (انتشارات قدیانی)
سال انتشار: چاپ چهارم، ۱۳۹۱

* این کتاب هم در سال‌های مختلف توسط مترجم‌ها و ناشرهای مختلف منتشر شده است.

+ فهرستِ بهترین کتاب‌ها برای بچّه‌های صفر تا پنج ساله را این‌جا بخوانید.
+ فهرستِ بهترین کتاب‌ها برای بچّه‌های نه تا یازده ساله را این‌جا بخوانید.

این فهرستِ کتاب‌هایی است که جمعه و شنبه‌ی گذشته خریدیم، از نمایش‌گاه کتاب و کتاب افق و … بیش‌ترشان را خودمان برای خودمان خریدیم و خُب، بعضی‌ کتاب‌ها را هدیه گرفتیم از دیگران و بعضی‌ کتاب‌ها را هم هدیه گرفتیم برای دیگران. کتاب‌هایی هم بود که دل‌مان می‌خواست بخریم، ولی … بگذریم. می‌خواهم حالا غُرررر نزنم و فقط توجه‌تان را به عناوین کتاب‌هایی که خریده‌ایم جلب کنم.

این را هم به اطلاع برسانم که اگر می‌خواهید بدانید کتابی در نمایش‌گاه هست یا نیست یا کجاست این‌جا را امتحان کنید.

نشر مثلث
صد مَزّه‌یِ خوشمزه، صد تصویر بامزه (آشپزی ایتالیایی، ۱۵۰۰۰ تومان)
مارک و پلو (سفرنامه، ۱۰۰۰۰ تومان)
من گوساله‌ام (کاریکاتور، ۸۵۰۰ تومان)

نشر نظر
جَک و جونورای امروزی (کتاب تصویری، ۱۰۰۰۰ تومان)

نشر نی
درخت قرمز (کتاب تصویری، قیمت ۴۰۰۰ تومان)

انتشارات معین
چهار مقاله و تعلیقات (ادبیات، ۱۰۰۰۰ تومان)
سرچشمه‌های داستان کوتاه فارسی (مطالعات ادبی، ۵۰۰۰ تومان)
تحلیل هفت‌پیکر نظامی (ادبیات، ۳۰۰۰ تومان)
ایران از آغاز تا اسلام (تاریخ، ۸۰۰۰ تومان)
پیدایش رمان فارسی (مطالعات ادبی، ۸۰۰۰ تومان)
چند نامه به شاعری جوان (نامه‌نگاری، ۳۰۰۰ تومان)
واژه‌نامک (واژه‌نامه، ۱۲۰۰۰ تومان)

نشر مرکز
پایان یک مرد (رمان ایرانی، ۸۲۰۰ تومان)
اصول شکسته‌نویسی (ویرایش، ۳۲۰۰ تومان)

نشر ایران‌بان
یک سال بدون او (رمان نوجوان، ۱۱۰۰۰ تومان)

انتشارات ققنوس
تسلی‌بخشی‌های فلسفه (فلسفه، ۸۵۰۰ تومان)
اینجا؛ نرسیده به پل (رمان ایرانی، ۸۵۰۰ تومان)
شروع یک زن (رمان ایرانی، ۴۵۰۰ تومان)

انتشارات دانشگاه تهران
مزدیسنا و ادب پارسی جلد اوّل و دوّم (ادبیات، ۶۸۰۰ و ۷۳۰۰ تومان)

انتشارات توس
دستور زبان فارسی (ادبیات، ۸۰۰۰ تومان)
ارداویرافنامه (ادبیات، ۶۵۰۰ تومان)
ایران باستان (تاریخ، ۴۰۰۰ تومان)

انتشارات مروارید
زن ظهر (رمان خارجی، ۱۵۰۰۰ تومان)

شرکت انتشارات علمی و فرهنگی
هایدی (رمان نوجوان، ۲۰۰۰ تومان)
حافظ‌‌نامه (ادبیات، ۳۰۰۰۰ تومان)
شرح اشارات حافظ (ادبیات، ۳۲۰۰ تومان)

نشر آموت
خرید قلابِ ماهیگیری برای پدربزرگ (داستان کوتاه، ۶۵۰۰ تومان)
آقای پیپ (رمان خارجی، ۸۰۰۰ تومان)
عاشقانه (رمان ایرانی، ۱۰۰۰۰ تومان)
مثل زنبور (رمان خارجی، ۷۵۰۰ تومان)
پیش از آن‌که بخوابم (رمان خارجی، ۱۵۰۰۰ تومان)
باغ سیمانی (رمان خارجی، ۷۰۰۰ تومان)
خدمتکار و پروفسور (رمان خارجی، ۱۰۰۰۰ تومان)
امواج گرسنه (رمان خارجی، ۲۳۰۰۰ تومان)

انتشارات فردوس
تاریخ ادبیّات ایران جلد دوّم و جلد سوّم و چهارم (ادبیات، ۱۰۰۰۰ و ۹۰۰۰ و ۱۳۰۰۰ تومان)
سارا کرو پرنسس کوچک (رمان نوجوان، ۳۰۰۰ تومان)

انتشارات فاطمی
دستور زبان فارسی (ادبیات، ۸۵۰۰ تومان)

انتشارات سخن
دستور مفصّل امروز (ادبیات، ۱۲۵۰۰ تومان)
گُل و گیاه در هزار سال شعر فارسی (ادبیات، ۱۵۰۰۰ تومان)
سفرنامه حاج سیاح به فرنگ (سفرنامه، ۱۶۵۰۰ تومان)

انتشارات نیلوفر
هنر سیر و سفر (فلسفه، ۴۸۰۰ تومان)
استانبول (سفرنامه، ۱۸۵۰۰ تومان)
عیش مُدام (نقد ادبی، ۹۵۰۰ تومان)
پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند (نقد ادبی، ۶۰۰۰ تومان)

نشر به‌نگار
خوشی‌ها و مصایب کار (فلسفه، ۱۴۵۰۰ تومان)

نشر افق
سفر با حاج سیاح (سفرنامه، ۶۵۰۰ تومان)

نشر چشمه
باجه‌ی عوارض شهر خیالی (رمان نوجوان، ۶۵۰۰ تومان)

انتشارات هزاره ققنوس
داستانک (نقد ادبی، ۲۴۰۰ تومان)

انتشارات امیرکبیر
روباه و گلهای کاملیا (داستان بلند خارجی، ۱۲۰۰ تومان)
دیوان فرخی یزدی (شعر، ۴۵۰۰ تومان)

انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
لافکادیو (داستان نوجوان، ۱۳۰۰ تومان)
چگونه می‌توان بال شکسته‌ای را درمان کرد؟ (کتاب تصویری، ۲۶۰۰ تومان)
شبی که جروسک نخواند (داستان نوجوان، ۸۰۰ تومان)
کوچه صمصام (رمان نوجوان، ۲۰۰۰ تومان)

انتشارات مدرسه
فرخی یزدی (زندگی‌نامه، ۲۷۰۰ تومان)

نشر هرمس
آدم‌های یک نویسنده (نقد ادبی، ۷۵۰۰ تومان)

نشر نون
تعبیرهای بی‌خوابی (شعر، ۴۵۰۰ تومان)
ماهی برکه گِل‌آلود (شعر، ۵۰۰۰ تومان)
باغِ اناری (داستان کوتاه، ۶۰۰۰ تومان)
مُرادو (رمان نوجوان، ۳۸۰۰ تومان)
جزیره‌های معطل (شعر، ۱۰۰۰۰ تومان)
آهسته‌خوانی (شعر، ۶۵۰۰ تومان)
اگر انار شوم (شعر، ۴۵۰۰ تومان)

انتشارات داستان‌سرا
افشین‌های شاهرودی (شعرهای دیداری، ۲۵۰۰ تومان)

* نامِ مجموعه‌ شعری است از حسین سناپور.

آدمی هستم که رفته‌ام نمایش‌گاه و با یک فرغون کتاب و جیب خالی به خانه برگشته‌ام، خوش‌حال و خسته. می‌خواهم بروم بالای منبر و غُررررررر بزنم؟ نه، الان روده درازی نمی‌کنم و فقط همین را می‌نویسم که اگر خواستید به نمایش‌گاه کتاب بروید، «نشر نون» را فراموش نکنید. یک نشرِ تازه‌نفس که کم‌تر از یک سال است شروع به کار کرده و حالا با کتاب‌های شعر و داستان آمده به نمایش‌گاه کتاب تهران. مدیر مهربانِ خوش‌‌روی پُرذوقِ اهلِ دلی هم دارد که بسیار دوست‌داشتنی‌ست، آقای بنی‌فاطمه. من که می‌گویم بروید خودش و کتاب‌های خوشگلِ «نشر نون» را ببینید. ضرر که ندارد. دارد؟

نشانی «نشر نون» در نمایش‌گاه کتاب؛ مصلی – شبستان – ناشران عمومی – ردیف ۳۲ – غرفه‌ی ۴۶  – روبروی نشر نی
وب‌سایت «نشر نون»؛ http://noonpub.com

کیت دی‌کامیلو (Kate Dicamillo) در ۲۵ مارس ۱۹۶۴ در فلوریدا به دنیا آمد. درحال‌حاضر، وی در مینه‌سوتا زندگی می‌کند و یکی از مشهورترین نویسندگانِ آمریکایی است. تاکنون پانزده عنوان کتاب از او برای کودکان و نوجوانان منتشر شده که بیش‌تر آن‌ها برنده‌ی جوایز متعدد بین‌المللی شده‌اند. هم‌چنین، بااقتباس از آثار وی چندین فیلم سینمایی و پویانمایی ساخته شده است. خانم کامیلو درباره‌ی خودش می‌گوید: «قدم کوتاه است و صدایم بلند. عاشق غذا خوردنم و از غذا پختن متنفرم. تنها زندگی می‌کنم، ولی دوستان بسیاری دارم. بچه ندارم، اما خاله‌ی سه بچّه‌ی مامانی‌‌ام. به‌نظر خودم، آدم واقعاً خوشبختی هستم، چون برای گذران زندگی قصه می‌گویم.»

«به‌خاطر وین‌دیکسی» اوّلین رُمان و یکی از بهترین داستان‌های دی‌کامیلو برای نوجوانان است که در سال ۲۰۰۰ به چاپ رسید و یک سال بعد به‌عنوان کتاب افتخاری نیوبری معرّفی شد. مدال نیوبری نخستین جایزه‌ی ادبی کتاب کودکان در دنیاست. دی‌کامیلو در سال ۲۰۰۴ میلادی هم توانست با نگارش «افسانه دسپراکس» برنده‌ی این مدال شود. فکر می‌کنید وقتی‌که او خبردار شد برنده‌ی جایزه‌ی نیوبری شده چه حالی داشت؟ خودش  می‌گوید: «این حیرت‌انگیزترین، باورنکردنی‌ترین، معرکه‌ترین، خارق‌العاده‌ترین و بی‌نظیرترین چیزی بود که تا آن موقع شنیده بودم! راستش را بخواهید، هنوز هم باورم نمی‌شود. تا چند روز گریه می‌کردم. هنوز هم هر وقت به آن فکر می‌کنم، گریه‌ام می‌گیرد.»

نوشتن را از چه سنّی شروع کردید؟

از بیست‌ونه سالگی.

چرا نویسنده شدید؟

چون در هر کاری شکست خورده بودم. وقتی در کالج بودم دلم می‌خواست نویسنده بشوم، اما زمان زیادی طول کشید تا تسلیم نویسندگی بشوم.

کجا می‌نویسید؟ آیا در خانه‌تان کار می‌کنید؟

در خانه‌ام و پشت میزم. جایی که چراغ‌های کریسمس را اطراف آن آویزان کرده‌ام تا خودم را متقاعد کنم اوقات خوبی دارم. واقعاً نمی‌توانم جای دیگری بنویسم.

مشکل‌ترین قسمتِ حرفه‌ی نویسندگی چیست؟

نوشتن رُمان مثل ساختن دیوار آجری نیست. هیچ چارچوبی از این‌که چه‌طور باید آن را انجام بدهی نداری، اما رفته‌رفته کار آسان‌تر می‌شود. چون تو می‌دانی چه کاری انجام بدهی. در نوشتن رُمان تو هر لحظه چارچوبی را شکل می‌دهی و هر بار دوباره شروع می‌کنی. تو تنها زبان و فکر و امید داری.

دوست دارید در زمانِ نوشتن به موسیقی گوش کنید یا سکوت را ترجیح می‌دهید؟

من همیشه همراه با موسیقی می‌نویسم.

اگر موقع نوشتن گیج ‌شوید چه می‌کنید؟

شما مجبورید هر بار از جایی شروع کنید که سردرگم شده‌اید و خودتان را مجبور کنید هر بار فقط  بنویسید. برای من دو صفحه در روز است. ممکن است آن دو صفحه بی‌فایده باشد و راه به جایی نبرد. بنابراین، گاهی اوقات سر خودتان را به دیواری آجری می‌زنید و فکر می‌کنید هیچ پیشرفتی رخ نداده و سپس، دیوار ناپدید می‌شود.

ماجرایی را می‌نویسید و در یک‌جایی فکر می‌کنید دیگر بس است. از کجا مطمئن می‌شوید که واقعاً کافی است و دیگر نیاز نیست اطلاعات بیش‌تری به خواننده بدهید؟

هرگز فکر نمی‌کنم بس است. فقط می‌دانم چه زمانی باید داستان را رها کنم. زیرا احساس می‌کنم می‌توانم با پُرگویی ادامه بدهم و یا آن را بهتر کنم، اما بدتر خواهد شد. باید دربرابر این فکر کاملاً ایستاد. داستان هر گز کامل نخواهد شد.

وقتی می‌نویسید چه‌قدر به خوانندگان فکر می‌کنید؟

من فقط فکر می‌کنم که داستان را درست تعریف کنم. من همیشه پاسخ‌گوی داستانم هستم و نه خوانندگان.

برای نوشتن داستان‌هایتان چه‌قدر وقت گذاشتید؟

مثلاً نوشتنِ «به‌خاطرِ وین‌دیکسی» حدود شش ماه طول کشید. «طغیان ‌ببر» حدود هشت ماه. «موش کوچولو» حدود یک سال.

کدام داستان‌تان را بیش‌تر دوست دارید؟

نمی‌توانم پاسخی به این سؤال بدهم. برای این‌که کتاب‌هایم مثل بچه‌هایم هستند و همه را به یک اندازه دوست دارم.

ایده‌ی «به‌خاطر وین‌دیکسی» چگونه به ذهن‌تان رسید؟

آب‌وهوای مینه‌سوتا … آن‌جا هوا خیلی سرد بود و من می‌خواستم به فلوریدا، جایی که بزرگ شده بودم، برگردم. علاوه‌براین، دلم یک سگ می‌خواست که نمی‌توانستم داشته باشم. برای همین آن سگ را برای خودم خلق کردم و داستانش را نوشتم.

کدام بخش از این داستان را بیش‌تر دوست دارید؟

خیلی سخت است که یک بخش را انتخاب کنم، اما لحظه‌ای در انتهای داستان است که کشیش سخنرانی می‌کند و این لحظه عمیقاً در من تأثیر می‌گذارد. بنابراین، احتمالاً این بخش موردعلاقه‌ی من است.

کدام‌یک از شخصیت‌های «به‌خاطر وین‌دیکسی» را بیش‌تر دوست دارید؟

همه‌شان را دوست دارم. اما شخصیت موردعلاقه‌ام احتمالاً گلوریا دامپ خواهد بود. برای این‌که دوست دارم در حیات خلوت او بنشینم و درباره‌ی مشکلاتم حرف بزنم.

در این داستان، مادرِ اوپال او را ترک کرده است. والدین شما هم طلاق گرفته‌اند؟

بله، آن‌ها از هم جدا شده‌اند. وقتی شش ساله بودم، پدرم مرا ترک کرد.

می‌خواهید ادامه‌ی «به‌خاطر وین‌دیکسی» را بنویسید؟ آیا مادر اوپال برمی‌گردد؟

فکر نمی‌کنم مادر اوپال برگردد. آیا ادامه‌ی آن را خواهم نوشت؟ احتمالاً نه.

ایده‌ی «طغیان ببر» از کجا آمد؟

«طغیان ببر» از شخصیت راب شروع شد. من نمی‌دانستم که او چه می‌خواهد. فقط خودش را داشتم. سپس، مادرم به من تلفن زد و گفت که یک ببر از باغ‌وحش فرار کرده است. این همان چیزی بود که من نیاز داشتم. من فکر کردم؛ آن پسر منتظر یک ببر است.

بخش موردعلاقه‌تان در داستان «موش کوچولو» کدام است؟

فکر می‌کنم وقتی دسپرا پدرش را می‌بخشد.

قصد ندارید ادامه‌ی این داستان را بنویسید؟

خط پایانی در داستان «موش کوچولو» وجود داشت که ویراستارم مرا ترغیب کرد آن را به گونه‌ای بنویسم که امکان نوشتن ادامه‌ی داستان وجود داشته باشد. او می‌خواست مطمئن شود که ما در را باز می‌گذاریم و در هنوز باز است. امّا من هنوز ضرورتی را احساس نکرده‌ام که داستان را ادامه بدهم.

ایده‌ی نوشتن داستانی درباره‌ی یک خرگوشِ عروسکی چینی از کجا آمد؟

دوستی برای جشن کریسمس یک خرگوش زیبا به هدیه من داده بود. مدت زیادی از هدیه‌گرفتن خرگوش نمی‌گذشت که من تصویری واضح از او را در زیر آب، در اعماق دریا، دیدم که خرگوش گم‌شده و تنها بود.

مادربزرگ ابیلین، پلگرینا، با ادوارد مهربان نیست. مادربزرگ به او می‌گوید «تو مرا ناامید کردی؟» انتظار او از ادوارد چیست؟

ادوارد مخلوق پلگرنیا است و به همین دلیل انتظار او خیلی زیاد است. او می‌بیند که ادوارد در هر کار ساده و ممکن شکست می‌خورد. ادوارد برای دوست‌داشتن ابیلین خلق شده است. همان‌گونه که او دوستش دارد.

آیا برای نوشتن این داستان از کتاب دیگری الهام گرفتید؟

وقتی داستانِ ادوارد را می‌نوشتم به کتاب دیگری فکر نمی‌کردم. امّا به گذشته که نگاه می‌کنم متوجه می‌شوم تحت‌تأثیر داستا‌ن‌های زیبا و قدرتمندی مانند پینوکیو، آلیس در سرزمین عجایب و … قرار گرفته‌ام. می‌توانم تأثیر این شاهکارها را در داستان کوچک خودم ببینم.

آیا در نوشتن داستان‌هایتان از دوران کودکی‌تان هم وام گرفته‌اید؟

هر چیزی که می‌نویسم به طریقی از دوران کودکی من تأثیر می‌پذیرد.

تعریف شما از جادو چیست؟ چه چیزی در زندگی شما اتفاق افتاده که جادویی یا غیرمنتظره است؟

فکر می‌کنم تعریف من از جادو بسیار نزدیک است به تعریفی که جادوگر در انتهای داستانِ «فیل شعبده‌باز» ارائه می‌دهد؛ جادو همیشه غیرممکن است. جادو با غیرممکن شروع می‌شود و با غیرممکن پایان می‌پذیرد و در بین این شروع و پایان نیز همه‌چیز غیرممکن است. این همان دلیلی است که باعث می‌شود یک چیز جادویی باشد. می‌توانم این را هم اضافه کنم که اگرچه جادو از شروع تا پایان غیرممکن است، اما آن به‌نوعی هم ممکن است. چه کسی می‌داند چگونه؟ ولی، غیرممکن به ممکن تبدیل می‌شود و این جادویی است. درباره‌ی بخش دوّم این سؤال، این‌که چه چیزی در زندگی من اتفاق افتاده که جادویی یا غیرمنتظره است، باید بگویم داستان‌گویی برای من مثل جادو است؛  هم ممکن است و هم غیرممکن. چیزی که  برای من و داستان‌هایم اتفاق می‌افتد. مردم آن‌ها را می‌خوانند، دوستشان دارند و مرا تشویق می‌کنند تا زندگی‌ام را برایشان تعریف کنم. خُب، صحبت درباره‌ی ناممکن‌، صحبت درباره‌ی چیزهای سحرآمیز است.

در «فیلِ شعبده‌باز» نیز یک شخصیّت حیوانی حضور دارد. این مضمون مشترک در همه‌ی رمان‌های شماست. چرا این‌بار فیل؟

فکر می‌کنم این‌طوری اتفاق افتاد. داستان برای من با یک شعبده‌باز شروع شد و این حقیقت که او می‌خواهد جادویی واقعی را ارائه دهد. بله، جادویی واقعی. شعبده‌باز قبل از من در لابی هتلی در نیویورک ظاهر شده بود. توی کیفم دفترچه یادداشتی داشتم که می‌خواستم آن را به کسی هدیه بدهم. وقتی ‌خواستم دفترم را برای نوشتن توصیفی از جادوگر از توی کیفم دربیاورم به‌طوراتفاقی، آن را بین دفترچه‌های دیگر دیدم؛ دفترچه یادداشتی با عکس یک فیل روی جلد آن.

آیا برای فضاسازی شهر بالتس (Baltese) از مکان خاصی الهام گرفتید؟

نه. اما بعد از این‌که داستان را نوشتم، فیلمی را دیدم که در بروژ (در بلژیک) اتفاق می‌افتاد و نمی‌توانستم درباره‌ی ماجرای فیلم تمرکز کنم. من بسیار متعجب بودم که چه‌قدر بروژ  با شهر بالتس شباهت دارد. شهری که من تصور کرده بودم.

در این داستان، پیشگو به پیتر می‌گوید «حقیقت همیشه درحال تغییر است.» چرا این جمله در داستان مهم است؟

فکر می‌کنم این جمله به نظرکلی‌ام، درباره‌ی این‌که غیرممکن ناگهان به ممکن تبدیل می‌شود، برمی‌گردد. ما باید برای لحظه‌هایی که هر چیزی می‌تواند تغییر کند آماده باشیم. فکر می‌کنم بچه‌ها در این امر نسبت به بزرگ‌ترها بهتر هستند و یا آن‌ها کم‌تر همه‌چیز را سیاه و سفید می‌بینند. همه‌ی ما، بچه‌ها و بزرگ‌ترها، باید به خاطر داشته باشیم که غیرممکن می‌تواند ممکن شود. این یکی از ارمغان‌های داستانِ من است.

وقتی این کتاب را می‌نوشتید چه حسی داشتید؟ ایمان یا ترس؟ وقتی شروع به نوشتن کردید آیا می‌دانستید در پایان چه اتفاقی می‌افتد؟

آه. وقتی می‌نوشتم مدام می‌ترسیدم و اصلاً نمی‌دانستم چگونه پیش خواهد رفت. من از مسیر خودم خارج شدم و اجازه دادم داستان به من بگوید که چگونه پیش خواهد رفت؟

موقع نوشتن آیا با داستان همراه می‌شوید و در آن حضور دارید؟ آیا شخصیت‌های داستانی را حس می‌کنید؟

کاملاً. احساسی که درباره‌ی شخصیت‌ها دارم این نیست که من آن‌ها را خلق کرده‌ام. بلکه آن‌ها واقعاً وجود دارند و من خوش‌شانسم که آن‌ها را پیدا کرده‌ام. آن‌ها برایم خیلی واقعی هستند.

آیا کسانی را که در دنیای واقعی می‌شناسید به شخصیت‌ داستانی تبدیل کرده‌اید؟

نه، هرگز. ولی از اسم‌های مردم واقعی که می‌شناسم استفاده می‌کنم. مثلاً «سویتی‌پای» اسم پرستار من در کودکی‌ام بود.

از کارتان راضی هستید؟

اصلاً راضی نیستم، اما به تلاش خودم ادامه می‌دهم.

موضوع کتاب‌هایتان متنوعند. آیا خودتان را مجبور کرده‌اید چنین تنوع وسیعی در خیال‌پردازی داشته باشید؟

هرگز خودم را مجبور نکردم. بسیار متحیرم که چه‌قدر خوش‌شانس بوده‌ام. زیرا خوش‌شانسی‌ست که توانسته‌ام شیوه‌های متفاوت داستا‌ن‌نویسی را تجربه کنم.

مهارت‌تان در نویسندگی را چگونه کسب کرده‌اید؟

با مشاهده‌ی جهان، و توجه‌کردن به مردم با نگاهی دقیق. و از خواندن. من بسیاری از ایده‌هایم را از نویسندگان دیگر می‌گیرم.

در کنار نوشتن سرگرمی دیگری هم دارید؟

خواندن را دوست دارم. نمی‌دانم سرگرمی محسوب می‌شود یا نه؟ خواندن و پیاده‌روی را دوست دارم.

همیشه از خواندن لذت می‌بُردید؟ حتی در کودکی؟

بله، بله، بله. من همیشه یک خواننده بودم. دوست دارم همه‌چیز را بخوانم.

کتاب موردعلاقه‌تان در کودکی چه بود؟

واتسون به بیرمنگهام برو ـ ۱۹۶۳، باغ مخفی، کارتونک شارلوت، موش و موتورسیکلت، پ‍ل‍ی‌ ب‍ه‌س‍وی‌ ت‍راب‍ی‍ت‍یا،  ریبسی، جزیره‌ی ابل و ….

چه پیشنهادی برای افزایش انگیزه‌ی خوانندگانِ کودک و نوجوان دارید؟ پیشنهادتان برای معلمان مدارس و والدین چیست؟

بهترین چیزی که می‌توانم به والدین و معلمان برای افزایش انگیزه‌ی کودکان و نوجوانان نسبت به خواندن بگویم این است که نباید خواندن کتاب به عنوان وظیفه تلقی شود. بلکه کتاب خواندن باید به عنوان یک هدیه پیشنهاد شود. من ناراحت می‌شوم وقتی می‌بینم والدین فرزندانشان را  مجبور می‌کنند که کتاب‌ بخوانند. فکر می‌کنم بهترین راه برای افزایش علاقه‌ی بچه‌ها به خواندن این است که آن‌ها بزرگ‌ترهایی را ببینند که برای لذتِ خودشان کتاب می‌خوانند.

می‌خواهید همیشه برای بچه‌ها بنویسید؟

من با نوشتن داستان کوتاه برای بزرگ‌ترها شروع کردم. بعد شغلی در انبار کتاب پیدا کردم و در جایی که من کار می‌کردم چیزی جز کتاب‌های کودک نبود. من شروع کردم به خواندن کتاب‌های کودک و فکر کردم می‌خواهم چیزی مانند این‌ها بنویسم. هنوز هم برای بزرگ‌ترها می‌نویسم، اما شدیداً احساس می‌کنم که یک داستان‌گو هستم و برایم فرقی ندارد که داستان را برای بزرگ‌ترها بگویم و یا برای بچه‌ها.

و امّا حرفِ  پایانی کیت دی‌کامیلو …

واقعاً احساس خوش‌بختی می‌کنم که می‌توانم برای آدم‌ها داستان بگویم و از همه‌ی کسانی که داستان‌هایم را می‌خوانند سپاس‌گزارم.

پی.‌نوشت)؛ این گفت‌وگو را الهام قیاسی ترجمه کرده و در روزنامه‌ی تهران امروز، شنبه پنجم شهریور، صفحه‌ی شانزده چاپ شده است منتها با حذف بخش‌هایی که با رنگِ خاکستری مشخص شده‌‌اند. گیرِ ارشادی هم در کار نبود و فقط به‌خاطر محدودیّت از نظر تعداد کلمات. من این وسط چی کاره‌ام؟ می‌توانم بگویم رسمن عاشق خانوم دی‌کامیلو شده‌ام. این‌که چرا و چگونه؟ بعدن برای‌تان تعریف می‌کنم. از سر همین عشق، اجازه گرفتم از صاحب‌ترجمه و گفت‌وگوی کامل را در چهار ستاره مانده به صبح آورده‌ام.

قدیم سریالی از تلویزیون پخش می‌شد به نام باغ مخفی که موردعلاقه‌ی من بود. نمی‌دانم در این مدت پخش مجدد داشته است یا نه؟ ولی من دی‌روز کتابی خواندم از خانوم فرانسیس هاجسن برنت (Frances Hodgson Burnett) که دوباره یاد شیرین و خاطره‌ی دل‌انگیز باغ مخفی را برای‌ام زنده کرد. چرا؟ آخر این سریال با اقتباس از رمان خانوم فرانسیس ساخته شده بود.


باغ مخفی (The Secret Garden) یکی از محبوب‌ترین رُمان‌های خانوم فرانسیس و جزو ادبیات کلاسیک کودکان است. مری شخصیّت اصلی این داستان دخترک نه‌ساله‌ی ناخوش و ترش‌رویی‌ست که در هند به دنیا آمده و والدین ثروت‌مندی دارد که نسبت به او بی‌علاقه و کم‌توجه هستند. شیوع وبا در هند ‌هم‌این پدر و مادرِ بی‌تفاوت را هم از مری می‌گیرد و او یتیم و حسابی تن‌ها می‌‌شود.  از نظر قانونی فقط آقای کریون عمو/دایی مری ‌می‌تواند قیم او باشد. کریون در انگلستان زندگی می‌کند و مردی‌ست منزوی و شکست‌خورده و در ماتمِ هم‌سرش (که ده سال قبل فوت کرده است.). کریون برای فرار از خاطرات غم‌گینِ زندگی‌اش مدام در سفر است.
مری با کشتی به انگلستان می‌رود و به خانه‌ی عمو/ دایی‌اش وارد می‌شود که عمارتی عظیم است در باغی وسیع. خانوم مدلاک مدیریت این عمارت را برعهده دارد. مارتا هم به عنوان خدمت‌کار به کمک مری می‌آید. مارتا دختر جوانِ پُرگو و شادی‌ست که با صحبت‌های جالب و رک‌گویی دهاتی‌وار مری را به خود جذب می‌کند. او برای مری درباره‌ی یکی از باغ‌های عمارت تعریف می‌کند که در آن بعد از فوت هم‌سر آقای کریون قفل شده و کلیدش هم در مکان نامعلومی دفن شده است.
بعد از این مری بسیار مشتاق می‌شود تا باغ را پیدا کند اما راه به جایی نمی‌برد تا این‌که روزی از روزها یک سینه‌سرخ کلید و در باغ را که زیر پیچک‌ها پنهان شده به مری نشان می‌دهد. مری وارد باغ می‌شود و وقتی‌که می‌فهمد هنوز روح زندگی در برخی از گیاهان و درختان باغ زنده است تمام تلاش خود را صرفِ نجات باغ می‌کند.
مارتا برادر کوچک‌تری دارد به نام دیکون که عاشق گیاهان و حیوانات وحشی‌ست. او برای مری وسایل باغ‌بانی می‌خرد و دخترک هم دیکون را در راز خود شریک می‌کند. مری و دیکون تصمیم می‌گیرند تا با کمک هم‌دیگر باغ را احیاء کنند.
مری در اوّلین ملاقات با عموی خود از او تقاضا می‌کند تا یک قطعه زمین در اختیار او بگذارد و عمو اجازه می‌دهد مری در هر جایی که دوست دارد باغ‌بانی کند.
البته در این مدت موضوع دیگری هم غیر از باغ توجه مری را جلب می‌کند. او چندبار صدای گریه‌ای را در داخل عمارت شنیده بود اما وقتی‌که در این‌باره سؤال می‌کرد کسی به او پاسخ درست نمی‌داد. یک‌بار مارتا به او می‌گفت صدای زوزه‌ی باد بوده و بار دیگر می‌گفت فلان خدمت‌کار بوده که از دندان درد گریه می‌کرده. مری اما بی‌کار ننشست و رفت پی جست‌‌وجوی منبع صدا تا این‌که دست‌آخر پسرعمو/دایی‌اش را کشف کرد؛ پسرکی بی‌مار و زودرنج و عصبی‌ به نام کالین.
ماجرا از این قرار بود که آقای کریون پس از مرگ هم‌سرش دیگر دوست نداشت پسرش را ببیند. چرا‌که کالین شباهت عجیبی به مادرش داشت. علاوه‌براین بی‌مار بود و پزشکان گفته بودند کالین هم در آینده مثل آقای کریون گوژپشت خواهد شد. برای هم‌این کریون پسرش را هم مانند باغِ هم‌سرش مخفی کرده بود. بااین‌وجود مری و کالین دور از چشم دیگران با هم‌دیگر ملاقات می‌کردند و ….


… تا این‌که یک‌روز مری زمان بیش‌تری را در باغ با دیکون می‌گذراند و به کالین سرنمی‌زند. این موضوع باعث خشم و حسادت کالین می‌شود و بعد، پسرک دچار حمله‌ی عصبی شده و همه را گرفتار می‌کند. کسی توانِ رویارویی با کالینِ بداخلاق را ندارد. اما مری به اتاق او می‌رود و با جسارت و شهامت می‌خواهد که کالین ساکت شود و زمانی‌که کالین تهدید می‌کند دیگر به دیکون اجازه نمی‌دهد به باغ بیاید. مری هم شروع می‌کند به بحث و جدل با کالین تا این‌که کالین در برابر جدیّت و حدّتِ برخورد مری عقب‌نشینی می‌کند.
چند روز بعد، دیکون درحالی‌که هدیه‌ای به هم‌راه دارد به ملاقاتِ کالین می‌آید و دوستیِ تازه‌ای بین این سه آغاز می‌شود. دیکون و مری تصمیم می‌گیرند کالین را هم در راز باغ مادرش شریک کنند.
با فرارسیدن فصل بهار، مری و دیکون موفق می‌شوند کالین را به کمک صندلی چرخ‌دار از عمارت خارج کنند و وارد باغ مخفی شوند. خوش‌بختی‌های کوچک و دل‌خوشی‌های تازه‌ای مثل هوای بهاری، گردش و بازی در طبیعت، دوستی با دیکون و مری به‌علاوه‌ی تمرین‌های فیزیکی و تفکر مثبت باعث می‌شود تا کاین از نظررشد جسمی و سلامت پیش‌رفت کند. آن کالینِ غیرقابلِ تحمّل و عصبی که هی نگرانِ گوژپشتی‌اش بود و هولِ مرگ داشت به پسرکی سرزنده و سرحال مبدّل شده است که می‌خواهد برای همیشه زنده بماند و زندگی کند.
البته قرار است موضوع بهبودی کالین هم‌ مانند باغ مخفی بماند تا وقتی‌‌که آقای کریون به منزل بازگردد.
اما چه خبر از آقای کریون؟ آقای کریون هم‌چنان در سفر است و قصد بازگشت به خانه را ندارد. منتها یک شب هم‌سر مرحومش را به خواب می‌بیند که او را به باغ می‌خواند. فردای آن روز هم نامه‌ای از مادر دیکون (که در راز باغ سهیم است) به دست آقای کریون می‌رسد که در آن نوشته است: «اگر من جای شما بودم به خانه بازمی‌گشتم. اگر هم‌سرتان زنده بود از شما هم‌این درخواست را می‌کرد.»
خلاصه، آقای کریون به خانه برمی‌گردد و خانوم مدلاک درباره‌ی اوضاع و احوالِ عجیب و غریبِ کالین و مری می‌گوید و می‌گوید که آن‌ها هر روز به باغ می‌روند و …. کریون از عمارت خارج می‌شود و بی‌اختیار به سمتِ باغ مخفی می‌رود. در آن‌جا متوجّه‌ی سر و صدا و خنده‌‌ می‌شود که از توی باغ به گوش می‌رسد. کریون متعجب به دنبال در باغ می‌گردد. از آن طرف، کالین و دیکون و مری با هم‌دیگر مسابقه گذاشته‌اند و ناگهان کالین که مسابقه را برده است از باغ خارج می‌شود و به آقای کریون برخورد می‌کند که پشت در ایستاده است. کریون سرشار از شادی و شگفتی پسرش را می‌بیند که سالم و سرحال، قبراق و شاد است و ….
خانوم فرانسیس با تکیه بر مفاهیم روان‌شناسی و حتّی عرفان و قدرت‌های ذهنی و درونی برای شفا این داستان را نوشته که یکی از بهترین‌ کتاب‌های کودکان و نوجوانان است و خیلی هم موردتوجه برنامه‌سازهای رادیویی و تلویزیونی و سی‌نمایی قرار گرفته است.  سریال‌های مختلفی در سال‌های ۱۹۵۲، ۱۹۶۰ و  ۱۹۷۵ با اقتباس از رمان باغ مخفی ساخته شد. در سال‌های ۱۹۱۹ و ۱۹۴۹ و ۱۹۹۳ هم سه فیلم سی‌نمایی براساس داستان خانوم فرانسیس تولید شد که اثر Agnieszka Holland (+) را به عنوان تحسین‌شده‌ترین اقتباس از رمان باغ مخفی معرفی کردند. استقبال از باغ مخفی به‌قدری بود که نویسنده‌ها و سی‌نماگرها بی‌کار ننشستند و  درباره‌ی بزرگ‌سالی کالین و مری هم داستان‌سرایی کردند و فیلم‌های دیگری (+ و +) هم ساختند به نام بازگشت به باغ مخفی.

می‌توانید رمان باغ مخفی را به زبان انگلیسی در این‌جا و این‌جا و این‌جا و این‌جا بخوانید. برای تهیه و مطالعه‌ی ترجمه‌ی فارسی آن هم سه انتخاب دارید؛

 

باغ راز با ترجمه‌ی شهلا ارژنگ (نشر مرداد)

 باغ اسرارآمیز با ترجمه‌ی علی پناهی‌آذر (انتشارات همگامان چاپ)

  باغ مخفی با ترجمه‌ی مهرداد مهدویان (انتشارات قدیانی؛ کتاب‌های بنفشه)

+

موسیقی متن را هم از این‌جا گوش کنید.