چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

حقوق می گیریم!!!

هنوز هم، گاهی اوقات آن موضوع نخ نمای علم بهتر است یا ثروت؟ به بهانه های مختلف عَلَم می شود. اما، این روزها، به برکتِ پیشرفتِ علم اینقدر فهم حاصل آمده است که دیگر آدم پُز روشنفکری نداشته باشد و بگوید هم علم و هم ثروت! به میزان لازم!!! من اما می گویم… ببخشین … ولی … کردن یک چیزی هم روش! فقط همان ثروت بهتر است. بهترتر!!! یک چیزی هم بیشتر از بهترترتر!!! ما که موقع تحصیل علم هم دلخوشی نداریم بس که حساب و کتابِ دو دوتای زندگی جلوی چشممان رژه می رود!!! کجا لذّتِ یک دلِ سیر پول خرج کردنِ بی نگرانی برابری می کند با هر فعلِ دوست داشتنی دیگر؟!

من عاشق پول … من عاشق آدم های پولدارم!

من عاشق آدم های پولدارم! مرا یادِ سارا می اندازد و آن خاطرۀ اردیبهشتی در نمایشگاه کتاب امسال! متعجب مانده ام اندر احوالِ خودم! چقدر صبور شده ام من! با همۀ اشتیاق زاید الوصفی که دارم نسبت به این کتاب، هنوز نخریده یا نخوانده ام آن را!!!  

خب، در همین راستا می رویم و بعد از دو ماه صبر ایّوبانه!!! این گیسوانِ آشفتۀ ده سانتی را به باد می دهیم بلکه دوباره حس شادی و زندگی جاری شود در سلول های خاکستری مغزمان که اصولن رابطۀ خوبی نداشته اند هیچ وقت با موی بلند!!!

می خواستیم به خودمان جایزه بدهیم بابت آن صبوری دیگرمان که شش ماه طاقت آوردیم و نجابت به خرج دادیم و با آن شمایل نارنجی رنگ اینجا بازی نکردیم!!! منتها، دوستی زد توی بُرجکِ احساس ما و آن سفر اهدایی به خودمان از سرمان پَرید!!! اصلن من غلط کرده ام دلم بخواهد بروم مشهد؛ به هزار و یک دلیل! یکی همان که آن دوست زد توی بُرجکِ احساس ما …

البته، دلیل اصلی آن سفر بهانۀ دیگری بود و علّت نرفتن هم غصۀ دیگری است!!! اصولن من آدم عبرت بگیری نیستم. گیرم خدا هزار و یک بار سَر ِ مرا به سنگ زده باشد و دلم شکسته باشد از جور و جفای رفیق! منتها، کرگدن شده ام انگار و پوستِ کلفتی دارم! شاید هم … عاشقم یعنی؟!

خیالی نیست اما! این دلی که دیگران به قدرِ وُسع ِ خود شکسته اند/ دستِ کم تو نشکن خدای خوب و مهربان مرا همین کفایت می کند همیشۀ عمر … منم تا ابد فرهادتم خداااااااااااای شیرین ترین!

می گن فقر زمینه ساز کُفر و بی ایمانی است. آ! منم مصداقِ عینی! ما تیریپِ خدامداری طی می کنیم تا وقتی هنوز پول داریم ته جیب!!! بعدش، می زنیم به افسردگی! و هیچ خدایی را بنده نیستیم در آن ایّام!!! همین. به همین شدّت سطحی و پولکی!!!

ملّت!!! ما جویای کار هستیم. مکفی باشد با حقوق زیاد. جای دوری نمی رود اگر خیرتان برسد.

۱۵ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. خیاط در 08/08/05 گفت:

    رؤیا تو باز قایم شدی؟؟باز کن اون مسنجرتو!!

  2. عادله در 08/08/05 گفت:

    یه چیزی رو بگم ؟ من از کسی که اینجا رو می نویسه خیلی خوشم میاد . شخصیت و سبک نوشتنش برام جالبه . نظر تو چیه ؟


    چهار ستاره مانده به صبح؛
    اتفاقن منم خوشم می آد ازش. دختر خوبیه! می خوام بگیرمش واسه داداشم. نظر تو چیه؟

  3. من همونم ! در 08/08/05 گفت:

    من در موضوع خانوادگی دخالت نمی کنم خیاط خانومی ! موضوع پای یه عمر رفاقت بود داشت با جوسازی خراب می شد…باور کن من همونم.خودت بگو رویا جان بهش؟ اون دختر خوبه رو که اینجا رو می نویسه بگیر واسه داداشت حتما!

  4. ییلاق ذهن در 08/08/05 گفت:

    عاشقم یعنی؟!
    عاشقی که سوال نمیخواد دختر

  5. ییلاق ذهن در 08/08/05 گفت:

    والا ما خودمون که اینقدر دنبال کار گشتیم بالکل ناامید شدیم

  6. واصح در 08/08/05 گفت:

    اتفاقا یکی از مواردی که دیگران اغلب ورای وسع خود و حتی بسیار سخاوتمندانه و ایثارگرانه عمل می کنند همین مقوله ی دل شکستن است! در عجبم از این همه ایثار و سخاوت!!

    در سایت http://www.jobiran.com ثبت نام کردید؟ امتحانش ضرر ندارد. موفق باشید.

  7. مهشاد در 08/08/05 گفت:

    یاد مشیری افتادم(مثل همیشه) خطاب به فرزندش:
    ای کودک من مال بیندوز ان علم که "فتند میاموز
    ولی بهتر از هر چیزی علم ثروت اندوزی ست!
    مبارک موها!

  8. مهشاد در 08/08/05 گفت:

    خیالی نیست…

  9. علی در 08/08/05 گفت:

    نمایشگاه کتاب امسال برای من بیشتر شبیه یک نمایش کمیک بود تا نمایشگاه کتاب!
    راستی کار پیدا کردید ما را هم صدا کنید!

  10. سارا در 08/08/05 گفت:

    ما مخلص شماییم. فعلا که دنیا خیـــــــــــلی عوض شده. بیخیال همه چیز! بیخیال اون روزها و…. من که همه ى گذشته رو دور ریختم. پولدار بودن رو عشق است خانوم

  11. همونم ! در 08/08/05 گفت:

  12. حجم سبز در 08/08/05 گفت:

    سلام. ببینم اونی که زده توو برجکت من که نیستم خدای نکرده؟؟؟؟ما مخلصیم رویا خانم به هر حال مشهد اومدی در خدمتم شدید. ولی گفته باشم تا اول اسفند مرخصی هستم و بیشتر می تونم در خدمت باشم. حالا میای؟
    ————————————————————————–
    به اون دوستت خیاط خانمم بگو هی قایم نشه باز کنه اون مسنجرشو


    چهار ستاره مانده به صبح؛
    نه خانوم. این حرفا چیه. من بیشتر. مخلص تر. شما مرخصی تشریف دارین، حجم سبزتون چرا در حالت توقف مونده؟ هان؟
    در باب موضوعات مربوط به خیاط جان نیز … ای خانوم …

  13. من همونم ! در 08/08/05 گفت:


    رویا آخه این دوستات چرا فکر می کنن یکی زده تو برجک تو !؟؟!!

  14. آوامین در 08/08/05 گفت:

  15. mohi در 08/08/05 گفت:

    والا در مورد علم یا ثروت ، هر دوش به نظرم بستگی داره به آدم که بلد باشه چی کار کنه ! با همون علم هم میشه ثروت اندوخت !!! دستمال کشی ، شیشه پاکنی ، آبدارچی چیزی هم نیاز بود ما هم جویاییم !! خبرمان کنید.

دیدگاه خود را ارسال کنید