مال: جواب یه معما رو بهم بده؛ تو، توی ایستگاه، منتظر یه قطاری. قطاری که تو رو به یه جای دور ببره. تو میدونی دوست داری کجا بری ولی نمیتونی مطمئن باشی قطار هم همونجا میره. امّا دونستن این هم چیزی رو عوض نمیکنه. چهطور ممکنه برات مهم نباشه که اون قطار تو رو کجا میبره؟
کاب: چون اون موقع ما همدیگه رو داریم.
