چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

روزی در زندگیِ ملاله هست که دنیایش را تغییر داد؛ روزی که طالبان او را به گلوله بستند. می‌پرسید داستان چیست؟ چرا و چه کسی باید به یک بچه حمله کند؟
داستان، داستانِ زندگیِ ملاله یوسف‌زی، دختر شانزده ساله‌ی پاکستانی، است؛ دختری که برای تحصیل جنگید و از حق تحصیلِ زنان در کشورش دفاع کرد. شاید درباره‌اش در روزنامه‌ خوانده باشید. شاید هم نمی‌دانید او کیست و برایتان جالب باشد که بدانید روزی در جهان – دهم نوامبر – به اسمِ این دختر «روز ملاله» نام‌گذاری شده، او نامزد دریافتِ جایزه‌ی صلح نوبل شده و در سازمان ملل سخنرانی کرده و … بله، واقعاً. همه‌ی این‌ها برای یک دختر نوجوان اتفاق افتاده است. البته، ماجراهای دیگری هم هست که او در کتاب «منم ملاله» درباره‌ی آن‌ها نوشته است.

در این کتاب، ملاله داستانِ زندگی‌اش را برای ما تعریف می‌کند و می‌گوید وقتی‌که متولد شد مردم روستایشان با مادرش هم‌دردی کردند و هیچ‌کس به پدرش تبریک نگفت. می‌پرسید چرا؟ برای این‌که در کشورِ او پسرها بیش‌تر از دخترها اهمیّت دارند و وقتی دختری به دنیا می‌آید یک روز تیره و تار به حساب می‌آید. البته، همیشه استثناء وجود دارد. پدرِ ملاله از به دنیاآمدنِ دخترش خوش‌حال می‌شود و نامِ او را به یادِ بزرگ‌ترین زنِ قهرمانِ افغانستان می‌گذارد ملاله.
لابُد با خودتان می‌گویید چه اسمِ غم‌انگیزی، ولی من توجه‌تان را به حقیقت‌های غم‌انگیزتری جلب می‌کنم که در زندگیِ ملاله و باقیِ دخترهای پاکستانی و افغانستانی وجود داشته و دارد. می‌پرسید کدام حقیقتِ غم‌انگیز؟ مثلاً این‌که زن‌ها نمی‌توانستند به مدرسه بروند یا بدونِ اجازه‌ی مردها حساب بانکی باز کنند. با صدای بلند بخندند و یا کفش‌های سفید بپوشند. می‌پرسید چرا؟ به‌خاطرِ طالبان.
طالبان گروهی از نظامیان در افغانستان هستند که عقیده‌های عجیب و غریبی دارند و با شعارِ دعوت به اسلام برای یک زندگیِ بهتر در میانِ مردم نفوذ کردند. مردمِ ساده‌دل و خوش‌بین هم برای رضای خداوند و به هوای کمی آرامش و آسایش دل به طالبان دادند و انگار که جادو شده باشند چشم‌هایشان را به روی آن‌چه اتفاق می‌افتاد بستند و طلاها و پول‌هایشان را از دست دادند، رادیو و تلویزیون از خانه‌هایشان جمع شد، پوشیدنِ روبنده برای زن‌هایشان اجباری شد و …. خلاصه، اوضاعِ زندگی‌شان روزبه‌روز بدتر شد تا جایی‌که حتی خریدکردن برای زن‌ها و رفتن به مدرسه برای دخترها ممنوع شد! آموزش حق بچّه‌هاست، ولی طالبان می‌گفتند دخترهایی که به مدرسه می‌روند به جهنم می‌روند. بله، به همین سختی و وحشتناکی. به قولِ ملاله «خون‌آشام بودن آسان‌تر است تا اینکه در پاکستان یک دختر باشید.»
طالبان مدارس را تعطیل کردند و خُب، خیلی از مردم ترسیدند و بی‌خیالِ درس خواندنِ بچّه‌هایشان شدند، ولی … گفتم که. همیشه استثناء وجود دارد. پدرِ ملاله همه‌ی زندگی‌اش را صرفِ ساختنِ مدرسه و آموزشِ دخترها و پسرها کرده بود و نمی‌توانست به‌سادگی از هدفِ عزیز و ارزش‌مندش چشم‌پوشی کند. برای همین، همچنان کلاس‌های درس در مدرسه‌اش تشکیل می‌‌شد و به دخترها هم آموزش می‌داد. او به ملاله می‌گفت نترس! اگر بترسی نمی‌توانی به جلو حرکت کنی. همیشه رؤیاهایت را دنبال کن.
پدرِ ملاله به او یاد می‌‌دهد در برابر ظلمِ طالبان سکوت نکند، قوی باشد و مبارزه کند. او هم به‌ کمک یک خبرنگار وبلاگی می‌سازد و شروع می‌کند به نوشتن درباره‌ی خودش و آن‌چه در کشورش اتفاق می‌افتد. ملاله، کم‌کم، یاد می‌گیرد قلم و واژه قوی‌تر از توپ و تانک است و برای تحصیل می‌جنگد تا این‌که برنده‌ی جایزه‌ی صلح ملی پاکستان می‌شود، ولی … چی؟ کنجکاوید تا بدانید بعد چه می‌شود؟ خُب، اگر به ملاله و داستانِ زندگی‌اش علاقه‌مند شده‌اید، چرا کتابِ «منم ملاله» را نمی‌خوانید؟
ملاله این زندگی‌نامه را به کمکِ خانم «کریستینا لم» نوشته و «صداقت حیاتی» آن را به فارسی ترجمه کرده است. شما می‌توانید این کتاب را از دفتر انتشارات نگاه (شماره تلفن‌ ۶۶۹۷۵۷۱۱ و ۶۶۴۸۰۳۷۷) یا کتاب‌فروشی‌ها تهیه کنید.

در این کتاب، ماجرایِ زندگیِ ملاله را از زبانِ خودش می‌خوانید؛ این‌که چطور یک دخترِ معمولی و فقیر که در کودکی گوشوارهای دوستش را دزدیده و در نوجوانی به خاطر قد کوتاهش خیلی نگران است به قهرمانی جهانی تبدیل می‌شود و در روز تولد شانزده سالگی‌اش، در سازمان ملل و در مقابل رهبران زیادی از کشورهای مختلف سخنرانی می‌کند و می‌گوید: «بیایید کتاب‌ها و قلم‌هایمان را برداریم. این‌ها قدرتمندترین سلاح‌های ما هستند. یک کودک، یک معلم، یک کتاب و یک قلم می‌تواند دنیا را تغییر دهد.»

پ.ن)؛ این یادداشت را وسط تابستان برای هفته‌نامه‌ی دوچرخه نوشته بودم و  حالا، ملاله برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل شده است. گفتم شاید دلتان بخواهد درباره‌ی این دختر بیشتر بدانید. از این کتاب دو ترجمه در بازار است که یکی را انتشارات نگاه چاپ کرده و آن‌یکی را انتشارات کتاب کوله‌پشتی. من کتابی را خوانده‌ام که نگاه چاپ کرده است. اگر اهل خواندن کتاب الکترونیکی هستید، فیدیبو هم نسخه‌ی الکترونیکی هر دو ترجمه را با تخفیف می‌فروشد. از این‌جا بخرید.

بعضی از این کتاب‌ها را از نمایشگاه کتاب خریده‌ایم و بعضی را از شهر کتاب هفت حوض. چندتایی را هدیه گرفته‌ایم و چندتایی را هم خریده‌ایم برای هدیه‌دادن. خلاصه، این سیاهه‌ی کتاب‌هایی است که من و هولدرلین در اردی‌بهشت‌ماه خریده‌ایم. فهرست را بر اساسِ نامِ ناشرها و بی‌ترتیبِ خاصی نوشته‌ام. شاید به کارِ کسی بیاید. همین.

امرود
نه چهچهی، نه جیک‌جیکی (مجموعه شعر، ۸۰۰ تومان)

کتاب خیمه
باران خلاف نیست (مجموعه‌ی یادداشت، ۶۰۰۰ تومان)

سپیده باوران
روزنه (مجموعه‌ی آموزشی شعر، ۱۵۰۰۰ تومان)
کفش‌های مجنون گم گشت (مجموعه شعر، ۲۸۰۰ تومان)
گلدون شکسته (ترانه، ۲۴۰۰ تومان)

داستان‌سرا
تصویر درختان گیج (مجموعه شعر، ۸۰۰ تومان)

مروارید
مثل جوهر در آب (مجموعه شعر، ۷۹۰۰ تومان)
گشودن رمان (نظریه و نقد ادبی،۲۰۵۰۰ تومان)

شهر قلم
دنیای دوست‌داشتنی من (مجموعه کتاب‌های تصویری، هر جلد ۳۲۰۰ تومان)

هرمس
دستور زبان فارسی معاصر (ادبیات فارسی، ۷۰۰۰ تومان)
شکل‌گیری زبان فارسی (ادبیات فارسی، ۱۰۰۰۰ تومان)

طرح نو
راهنمای نظریه‌ی ادبی معاصر (نظریه و نقد ادبی،۱۳۵۰۰ تومان)

نشر نی
زبانشناسی و نقد ادبی (نظریه و نقد ادبی،۴۰۰۰ تومان)

سخن
نشانه‌شناسی مکان (نظریه و نقد ادبی،۱۱۰۰۰ تومان)

آگه
وزن چیزها (فلسفه، ۱۰۰۰۰ تومان)

آموت
خانه کاغذی (داستان بلند، ۶۰۰۰ تومان)
شووآ (رمان، ۱۹۸۰۰ تومان)

نگاه
منم ملاله (زندگی‌نامه، ۱۸۰۰۰ تومان)

سحر
درخت زیبای من (رمان، ۱۶۰۰۰ تومان)

کتاب خورشید
پاریس جشن بیکران (زندگی‌نامه، ۷۵۰۰ تومان)

مرکز
بعد از پایان (رمان، ۱۱۵۰۰ تومان)
جامعه‌شناسی سلیقه (جامعه‌شناسی، ۱۴۹۰۰ تومان)
پیش‌درآمدی بر نظریه‌ی ادبی (نظریه و نقد ادبی،۱۶۵۰۰ تومان)

مانوش
مَ ک ت و بِ م ج ا ز (کتاب تصویری، ۹۰۰۰ تومان)

امیرکبیر (کتاب‌های شکوفه)
روزی که مرغ‌ها روی سرشان ایستادند (داستان تصویری، ۱۷۰۰ تومان)

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
گروفالو (داستان تصویری، ۲۴۰۰ تومان)
لحظه‌های سکسکه (رمان نوجوان، ۳۵۰۰ تومان)
ناروال؛ نهنگ تک‌شاخ (رمان نوجوان، ۲۸۰۰ تومان)
پیاده نظام در پیانو (رمان نوجوان، ۳۵۰۰ تومان)
شطرنج بازی کنیم ۱و ۲ (آموزشی، ۱۸۵۰ + ۲۵۰۰ تومان)
تصویرگری کتاب کودک (مطالعات ادبی، ۵۰۰۰ تومان)
سیری در سرویراستاری (مطالعات ادبی، ۳۳۰۰ تومان)
راهنمای شیوه‌های نقد ادبی (مطالعات ادبی، ۳۴۰۰ تومان)

مبتکران
کیت، گربه و ماه (داستان تصویری، ۱۸۰۰ تومان)

آفرینگان
پدر اسلاگ (داستان تصویری، ۶۰۰۰ تومان)

افق (کتاب‌های فندق)
کنسرو غول (رمان نوجوان، ۹۰۰۰ تومان)
شگفتی (رمان نوجوان، ۱۵۰۰۰ تومان)
شبِ شکار (رمان نوجوان، ۶۰۰۰ تومان)
در انتظار یک زندگی طبیعی (رمان نوجوان، ۱۱۰۰۰ تومان)
جودی کارآگاه می‌شود (رمان کودک، ۶۵۰۰ تومان)
جودی و طلسم بدشانسی (رمان کودک، ۶۵۰۰ تومان)

چکه
توفان پسر دامون (رمان نوجوان، ۱۰۵۰۰ تومان)

ماهی
از من نخواهید لبخند بزنم + ازدواج مادرم و بدبختی‌های دیگر (رمان نوجوان،۶۵۰۰ + ۶۵۰۰ تومان)
عملیات دک‌کردن کپک (رمان نوجوان، ۳۵۰۰ تومان)
میک هارته این‌جا بود (رمان نوجوان، ۴۰۰۰ تومان)

ایرانبان
اسم من میناست (رمان نوجوان، ۱۳۰۰۰ تومان)

تیسا
زندگی جوانان در شهر (مطالعات اجتماعی و فرهنگی، ۳۵۰۰ تومان)
تجربه مدرنیته به روایت فضاهای تجاری شهر تهران (مطالعات اجتماعی و فرهنگی، ۷۰۰۰ تومان)
معلم‌های نادان (نمایش‌نامه + فلسفه، ۷۰۰۰ تومان)
شهر و تجربه‌ی مدرنیته‌ی فارسی (مطالعات اجتماعی و فرهنگی، ۷۰۰۰ تومان)
درآمدی بر روایت زنانه از شهر (مطالعات اجتماعی و فرهنگی، ۱۱۰۰۰ تومان)

نون
محو (مجموعه شعر کوتاه، ۷۵۰۰ تومان)
عصرانه‌های کوه (مجموعه شعر کوتاه، ۶۵۰۰ تومان)
صالح‌تون (مجموعه کاریکاتور، ۱۷۰۰۰ تومان)
سنگِ ساقی (مجموعه داستان کوتاه، ۶۰۰۰ تومان)
اسطوره‌های سرخپوستان آمریکا (مطالعات ادبی، ۱۵۰۰۰ تومان)
قصه‌های عشق مجنون (مجموعه داستان کوتاه، ۶۵۰۰ تومان)
سیاه قصه‌ی من بود (مجموعه شعر، ۵۰۰۰ تومان)
افق در آوای پرندگان زرد (نمایش‌نامه، ۶۰۰۰ تومان)
بازگشت به ژنو (مجموعه داستان کوتاه، ۹۰۰۰ تومان)
اگر انار شَوم (مجموعه شعر، ۴۵۰۰ تومان)

«زندگانی تولستوی» کتابی است درباره‌‌ی سبکِ زندگی و مسلکِ فکریِ آقای تولستوی که اوّلین‌بار در سال ۱۳۶۴ منتشر شد. راوی، رومن رولانِ نازنین، نویسنده‌ی جان شیفته، ژان کریستف و …، است. کتاب در بیست و خورده‌ای سال گذشته، با ترجمه‌های مختلف چندبار (+ + + +) چاپ شده است. من کتابی را خوانده‌ام که ناصر فکوهی ترجمه کرده است.

آقای رولان در این کتاب یک گزارشِ تفسیری از زندگیِ شخصی و دنیای نویسندگیِ لئو تولستوی ارائه داده است. اسمِ این دو غول به‌قدر کافی جذاب است تا آدم مشتاق شود برای خواندنِ کتاب. ضمن این‌که، من چیز زیادی هم درباره‌ی زندگیِ تولستوی نمی‌دانستم و از این نظر، برایم خیلی‌خیلی‌خیلی خوب بود که آن را خواندم.

گوشه‌هایی از تلاش‌های تولستوی برای نویسندگی، حضورش در جنگ، عشق، ازدواج و تأثیرِ همسرش در زندگیِ او، به علاوه‌ی گرایش‌های مذهبی و اجتماعی و سیاسیِ آقای نویسنده در روایتِ رومن رولان منعکس شده است.

از قرار، او مردی خانواده‌دوست بود و عاشقِ همسرش. از دروغ متنفر بود و برای حقیقت هر کاری می‌کرد. بیش‌تر از هر چیزی، تقلا و تکاپوی تولستوی درباره‌ی مذهب برایم جالب بود؛ برداشتی که از دین داشت و تصوّرش درباره‌ی خدا. این‌طور که رولان نوشته او مردی مهربان و بی‌آزار، و صادق و صریح بوده. با کسی تعارف نداشته و درباره‌ی عقایدش هم بسیار جدّی و سخت بوده. مثلن، زن و بچّه‌اش با گرایش‌های او درباره‌ی مذهب و اخلاق و فلان موافق نبودند، ولی تولستوی آن‌ها را مجبور نمی‌کرد مثل او فکر کنند. درعین‌حال، برای خودش هم سخت بود که [مثلن] طرف‌دارِ فقرا باشد، ولی زندگیِ پُرزرق و برق داشته باشد. برای همین، آقا یک شب نامه‌ی عاشقانه‌ای برای همسرش می‌نویسد و می‌گوید که این‌جور و آن‌جور و عزیزم، مرا ببخش، ولی من باید بروم. این زندگیِ مطابقِ عقایدم تیست. او هیچ‌وقت این کار را نمی‌کند، ولی نیّتش را همیشه داشت. البته، با همه‌ی علاقه‌ی تولستوی به همسرش، ولی انگار نشانه‌هایی از زن‌ستیزی هم در او بوده است. مثلن، یک‌جایی نوشته که او  نمی‌تواند همسرش را مجبور کند مثل او فکر کند و انتظار هم ندارد که همسرش بفهمد او چه می‌گوید برای این‌که اساسن او زن است و زن، نمی‌تواند!

دیگر؟ آهان. همه‌ی نقل‌قول‌های رولان از حرف/نوشته‌های تولستوی در این کتاب خواندنی است، ولی چندتایی از پاراگراف‌ها معرکه‌اند به‌نظر من. یکی، آن‌جایی که نظراتِ تولستوی درباره‌ی انتخابات پارلمانی را می‌خوانیم و یا وقتی درباره‌ی خدا و حضورِ او درباره‌ی زندگی حرف می‌زند. تقوای او درباره‌ی پرهیز از دروغ هم که پیامبرگونه و عبرت‌آمیز بود.

تولستوی می‌نویسد:

«با کمک یک سیستم پیچیدهی انتخابات پارلمانی، می‌خواهند به مردم وانمود کنند که، با انتخاب مستقیم نمایندگان خود، در حکومت شرکت خواهند داشت؛ که در این صورت گویا بااطاعت از حکومت درواقع از اراده‌ی خودشان اطاعت کرده‌اند؛ گویا بدین‌ترتیب دیگر انسان‌هایی آزاد خواهند بود. اما این، حیله‌ای جدید بیش نیست. مردم حتی با رأی‌گیری عمومی نیز قادر به بیان اراده‌ی خود نیستند چرا که ۱- چنین اراده‌ای جمعی در یک ملت چندمیلیونی نفری، اصولاً وجود خارجی ندارد و ۲- حتی اگر وجود هم می‌داشت، اکثریت آرا بیان‌گر آن اراده نبود. بدون آن‌که بخواهم بر این نکته تأکید کنم که منتخبین مردم در حقیقت نه برای رفاه عمومی بلکه برای حفظ خود در قدرت قانون‌گذاری و مدیریت، تلاش خواهند کرد و بدون پافشاری بر این نکته دیگر که فشار و فساد انتخاباتی مردم را به سوی تباهی سوق می‌دهد، باید عنوان کنم که شوم بودن این دروغ به‌ویژه از آن روست که کسانی که تن بدان می‌دهند خود خویشتن را به بردگی واداشته‌اند ….»

خلاصه این‌که، من از خواندنِ زندگی‌نامه‌ی ملّت لذّت می‌برم. برای همین، کتاب را دوست داشتم و فکر می‌کنم اگر شما هم مثل من باشید از خواندنِ «زندگانی تولستوی» خوش‌تان می‌آید.

۱۳۸۹/۶/۲۵

از یک حراجی خریدم در انقلاب، هر کتاب دوهزار تومان.

من سه‌گانه‌ی نیویورک پُل استر، کوری ِ ساراماگو، و مرگ در آند از بارگاس یوسا رو خوندم. این‌ها از لحاظ سبک متفاوت هستند. ولی همه تأثیرگزار…
ولی به جرأت می‌گم کتابی که به‌شدت من رو تکون داد، کتاب دا بود…
کتابی عجیب…

این حرف را «رضا» پای مطلبی کامنت گذاشته است که بیش‌تر از یک‌سالِ قبل این‌جا نوشته بودم. دوستانِ دیگری هم هستند که نظرشان را درباره‌ی کتابِ دا نوشته‌اند و درباره‌ی این‌که بعد از خواندنِ خاطره‌های «سیده زهرا حسینی» متحوّل شده‌اند و نگاه‌شان به جنگ و دفاع مقدّس تغییر کرده است و …. حتّی دو، سه نفر مرا با خانوم حسینی اشتباه گرفته‌اند، خیال کرده‌اند این‌جا وبلاگ ایشان است، پیغام گذاشته‌اند، تشکّر کرده‌اند و ….

پارسال، وقتی‌که درباره‌ی کتاب دا می‌نوشتم، قرار بود چاپ چهلمِ آن در نمایش‌گاه کتاب تهران عرضه شود. لابُد خبر دارید که بعد از دوازده ماه چه شد؟ بله، چاپ ‌صد و دهم آن با لفاف معطر در نمایش‌گاه بیست و سوّم توزیع شد و نزدیک به هفده‌هزار نسخه از آن به فروش رسید تا کتاب دا عنوانِ پُرفروش‌ترین کتاب را به خود اختصاص دهد.

اگر اشتباه نکنم، درحال‌حاضر چاپ صد و بیست و پنجمِ این کتاب با قیمت یازده‌هزارتومان در بازار موجود است. از تیراژِ نسخه‌های جدید بی‌خبرم، ولی چاپ‌های قبلیِ این کتاب در دوهزار و پانصد نسخه منتشر شده است. منتها آقای خامنه‌ای گفته بودند با توجّه به استقبالِ مردم تیراژ کتاب بیش‌تر شود. انتشارات سوره‌ی مهر هم قول داده بود برای چاپ‌های بعدی این کتاب تیراژ دست‌کم ۱۰هزار نسخه را مدنظر خواهد داشت. علاوه‌براین، مدّتی‌ست که فروش کتابِ دا در سوپرمارکت‌های منطقه‌‌های یک تا شش تهران هم آغاز و تاکنون، سی‌صد نسخه از آن فروخته شده است.

داخل پرانتز برای بی‌خبرها؛ کتاب دا خاطراتِ سیده زهرا حسینی است که به‌اهتمام سیده اعظم حسینی گردآوری شده و اوّلیّن‌بار در آبان‌ماه ۱۳۸۷ در قطع رقعی با ۸۱۲ صفحه به بازار کتاب عرضه شد.

ماجرای این کتاب از زبانِ دختر هفده ساله‌ای در چهل فصل روایت می‌شود و او خاطراتِ دوره‌های مختلفِ زندگی‌اش را در کودکی، نوجوانی و بزرگ‌سالی برای مخاطب تعریف می‌کند؛ از زمانی‌که با خانواده‌اش در بصره ساکن است و پدرش تحت تعقیبِ استخباراتِ عراق تا وقتی‌که به خرم‌شهر مهاجرت می‌کنند و جنگ ایران و عراق آغاز می‌شود و ….

کلمه‌ی «دا» هم در گویش محلّی لُری به معنای «مادر» است. سیده زهرا حسینی در مقدمه‌ی کتاب می‌نویسد:«نام این کتاب را به رسم قدرشناسی و سپاس از فداکاری مادران شهدا، خصوصاً مادر رنج‌دیده و صبورم که همه‌ی عشق و هستی‌ زندگی‌اش را خالصانه تقدیم پروردگار کرد «دا» گذاشتم.»

می‌گویند راوی کتاب دا، تا چند سال پیش اصلن حاضر به یادآوری عمومی خاطراتش نبود، ولی بعد از مدّتی نظرش عوض شد؛

«جنگ که تمام شد گفتیم خیال‌مان راحت است و می‌رویم پی زندگی. سال‌ها گذشت و دیدم ارزش‌ها کم کم رنگ می‌بازد و ضدارزش‌ها برجسته می‌شود. وقتی کار به این‌جا رسید دیدم اگر سکوت کنم به تمام مقدساتی که به خاطرش جنگیده‌ایم خیانت کرده‌ام. برایم مهم بود که این خاطرات را به کی و کجا بسپارم. در وهله‌ی اول مهم‌ترین اصل برای من، اصل ولایت بود، چون انقلاب ما بر اساس ولایت بود. دوست داشتم جایی که می‌خواهد این خاطرات را منتشر کند به اصل ولایت معتقد باشد. هم‌چنین امین باشد و آن‌چه را که من می‌گویم بنویسد نه آن‌چه را که خود در نظر دارند.»

بعد؟ بالاخره از طرفِ دفتر ادبیات مقاومتِ حوزه‌ی هنری با خانوم حسینی تماس می‌گیرند و او راضی می‌شود تا خاطراتِ خود را برای یک حسینیِ دیگر به نام اعظم بازگو کند. شاید بپرسید این دفتر ادبیات مقاومتی‌ها چه‌طوری زهرا را پیدا می‌کنند؟

اعظم می‌گوید:

«در سال ۷۹ که دفتر بانوان به همت آقای سرهنگی در مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری حوزه هنری راه‌اندازی شد، فهرستی از خانم‌هایی که در روزهای مقاومت می‌جنگیدند تهیه شد و توانستیم کم‌کم با آنها ارتباط برقرار کنیم و جلساتی برای آشنایی و جلب رضایت آن‌ها جهت مصاحبه می‌گذاشتیم که خانم سیده زهرا حسینی را هم این‌گونه پیدا کردیم.»

اعظم هفت سال وقت می‌گذارد و پای صحبتِ زهرا می‌نشیند، از او سؤال می‌کند و می‌نویسد تا این‌که کتاب آماده می‌شود. او درباره‌ی دوران نگارش کتاب می‌گوید:

«این حجم از مطالب به یک‌باره گفته نشد، مثل ساختمانی که از ابتدا نقشه آن طراحی می‌شود، ابتدا مطالب اصلی و سپس تمام جزئیات به‌تدریج به کار اضافه شد. در تمام طول این سال‌ها یک نگرانی مرا تهدید می‌کرد و آن این بود که اگر خانم حسینی دیگر حاضر به هم‌کاری نباشد این ساختمان نیمه تمام به چه سرنوشتی دچار خواهد شد؟»

ادامه دارد