چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

Life as We Know It – 2010

از همه‌ی فیلم، اون‌جایی که پسره به دختره می‌گه «ببین، این‌که یکی بهت کمک کنه به این معنی نیست که شکست خوردی؛ به این معنی‌یه که تنها نیستی.» هی توی سرم ریپیت می‌شه.

  ۲۰۱۳- American Hustle

نمره‌ی فیلم در آی‌ام‌دی‌بی هفت و نیم است که یعنی خیلی خوب. نه؟ من بهش پنج دادم، به‌خاطر هولدرلین. او فیلم را دوست داشت. دراز کشیده بودیم جلوی تلویزیون و تیک‌تیک تخمه می‌شکستیم و او می‌خندید. حالا، من این خاطره را دوست دارم. همین‌قدر صورتی. اگر این خاطره نبود، می‌توانستم نمره‌ی کم‌تری هم به فیلم بدهم. این‌قدر که ازش خوشم نیامده است. من که می‌گویم داستانِ فیلم نه درام بود و نه جنایی. طنزِ تلخی داشت و بیش‌تر پلیسی و ماجرایی بود. رابطه‌های عاشقانه‌ی ملویی هم در پس‌زمینه بود که خاطرم را خوش نکرد. روایت پخش و پلای فیلم هم که حوصله‌بر بود. حالا این‌ها را می‌نویسم که چی بشود؟ راستش، تا پس‌فردا باید دوتا مطلبِ دست‌کم هشت‌هزار کلمه‌ای بنویسم برای مجله و خُب، دارم هر کاری می‌کنم که ننویسم.