چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

وبلاگ‌نویس/وبلاگ‌خوان‌های قدیمی لابد ابر آبی را می‌شناسند؛ یک وبلاگ آرام و مهربان با پس‌زمینه‌ی آبی روی پرشین‌بلاگ که بعدها دومین مستقل گرفت و دات کام شد. بیش‌تر از یک‌سال است که ابر آبی در وبلاگستان نیست، ولی من از نویسنده‌اش خبر دارم. شما که غریبه نیستید، در یک ‌سال گذشته چندباری او را دیده‌ام و ایمیل‌/وایبربازی هم کم نداشته‌ایم. خبر تازه هم این‌که خانوم ابر آبی عاقبت اولین مجموعه داستانش را نوشت و کتاب داغ‌داغ به نمایش‌گاه کتاب امسال رسیده است. نکته‌ی اساسی این است که فاطمه هم خوب می‌نویسد و هم دست‌پختِ معرکه‌ای دارد. البته، من فقط نوشته‌هایش را خوانده‌ام و از غذاهایش فقط عکس‌های آن‌ها را دیده‌ام! البته، این‌که من دست‌پخت فاطمه را چشیده‌ام یا نچشیده‌ام، مهم نیست. مهم این است که او شور و شوقِ‌ نویسندگی و آشپزی‌اش را ترکیب کرده و یازده داستان‌ آب‌گوشتی! نوشته و اسم کتابش را هم گذاشته؛ می‌خواستم نویسنده شوم آشپز شوم. این کتاب را انتشارات ققنوس (نشر هیلا) منتشر کرده و قرار است آن را از نمایش‌گاه کتاب امسال بخرم. شما چطور؟

راستی، مجموعه‌ی شش‌ جلدی خرسی و باباش هم چند سال قبل با ترجمه‌ی فاطمه ستوده توسط نشر پنجره (بخش کودکان و نوجوانان، سالن ۲۴، راهرو b، غرفه‌ی ۱۸۱) منتشر شده که چندتا داستان کوتاه تصویری برای بچه‌های زیر پنج سال است. این‌جور که من فهمیده‌ام داستان‌های خانوم ویرجینیا میلر یک‌سری مهارت‌ها – مثل دست‌شویی رفتن، غذا خوردن، دوست داشتن و … – را به بچه کوچولوها یاد می‌دهند و می‌خواهم این کتاب‌ها را هم برای برادرزاده‌های کوچولویم بخرم.

خبر دیگر این‌که، فاطمه ستوده روز پنج‌شنبه، ۲۴ اردی‌بهشت ۹۴، از ساعت چهار تا شش بعدازظهر در غرفه‌ی انتشارات ققنوس (شبستان) خواهد بود. اگر شما هم آمدید، دست تکان بدهید تا هم‌دیگر را ببینیم و گپ بزنیم.

خیلی از بچه‌ها… دارم چی می‌گم؟ حتا خیلی از آدم‌بزرگ‌ها بلد نیستند درباره‌ی احساسات‌شان حرف بزنند. فرقی هم نمی‌کند آن حس خوب باشد یا بد! زن‌هایی را می‌شناسم که نمی‌توانند درباره‌ی غم‌وغصه‌شان با همسرشان حرف بزنند. از آن طرف مردهایی هم وجود دارند که بلد نیستند عشق‌ و علاقه‌شان را نشان بدهند. بعد فقدان همین مهارتِ به‌نظر ساده باعث مشکل، جنگ‌ و دعوا و بروز مسائل عمیق بشری می‌شود!

چند شب قبل، عکس مجموعه کتاب‌های خرگوش کوچولو را در فیس‌بوق دیدم و به چندتا از مادرهایی که می‌شناسم، رونوشت دادم. فردای آن شب، وقتی حرف‌های خانوم دکتر مهرخانه را درباره‌ی احساسات کودک گوش می‌کردم، با خودم گفتم درباره‌ی کتاب‌ها در وبلاگم هم بنویسم.

خانوم دکتر می‌گفت بچه باید احساس خوش‌آیند و ناخوش‌آیند را بشناسد. برای این‌که، وقتی می‌توانیم از او انتظار رفتار درست را داشته باشیم که احساس درستی داشته باشد. می‌گفت باید درباره‌ی احساسات مختلف با بچه حرف زد و موقعیت‌های متناسب با هر حس را برایش توضیح داد. مثلاً طبیعی است که وقتی بچه احساس درد دارد و یا مادرش در خانه نیست، ناراحت باشد و یا اگر برایش اسباب‌بازی جدیدی می‌خرند، خوش‌حال باشد. واقعیت این است که همه‌ی احساسات در جای خودشان با ارزش‌اند و پدر و مادر (کلاً بزرگ‌ترها) باید احساسات کودک را بپذیرند. ما با پذیرفتن احساسات کودک می‌توانیم کمک کنیم تا بچه رفتار بهتری داشته باشد. خانوم دکتر می‌گفت انکار احساسات باعث می‌شود که بچه سردرگم و عصبانی شود و ازنظر اعتماد‌به‌نفس و عزت‌نفس کم بیاورد. بعد هم درباره‌ی این حرف زد که چطور بچه را با احساسات آشنا کنیم و از او بخواهیم درباره‌اش حرف بزند و احساساتش را پیدا کند. خیلی هم تأکید کرد که باید به بچه اطمینان بدهیم برای شنیدن و تأیید احساساتش حضور داریم.
حالا چرا دارم حرف‌های خانوم دکتر را دوباره تکرار می‌کنم؟ خودتان بشنوید.
من فقط همین را بگویم که اگر دنبال داستان تصویریِ خوبی هستید که به‌ کمک آن روش‌های خوب برای ابراز احساسات و دلیل هر احساس و شیوه‌ی مناسب برخورد با هر احساس را به بچه‌تان آموزش بدهید، مجموعه‌ی خرگوش کوچولو هست.

این کتاب‌ها را تریس مورونی نوشته و تصویرگری کرده و نشر پنجره با ترجمه‌ی عذرا جوزدانی برای بچه‌های زیر ۵ سال منتشر کرده است. هشت جلد و درباره‌ی هشت احساس‌ است و خودتان هم می‌توانید با الهام از ماجراهای خرگوش کوچولو برای احساس‌های دیگر قصه بسازید و برای بچه تعریف کنید. قیمت هر جلد از این مجموعه ۲۵۰۰ تومان است و از این‌جا می‌توانید اینترنتی بخرید.

*عکس از اینستاگرام نشر پنجره.

نشر پنجره در فیس‌بوق  از ملت خواسته تا به‌مناسبت هفته‌ی کتاب درباره‌ی بهترین کتابی که هفته‌ی قبل خوانده‌اند، بنویسند و بعد، پنج نفر دیگر را هم دعوت کنند تا بگویند بهترین کتابی که هفته‌ی قبل خوانده‌اند، کدام کتاب بوده. نظرم این است که من هم در این هفته درباره‌ی بهترین کتاب‌هایی بنویسم که تازگی‌ها خوانده‌ام و برایتان تعریف نکرده‌ام. پس، منتظر معرفی کتاب‌هایی باشید که از من چهار ستاره گرفته‌اند!

راستی، شما چرا در صفحه‌ی نشر پنجره ننوشته‌اید بهترین کتابی که هفته‌ی قبل خواندید، چه بود؟