چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

یکی از دوست‌های فرندفینی‌ام پرسید چه کتابی عیدی بدهم به خواهرزاده‌های دوازده، سیزده‌ساله‌ام؟ چندتا کتاب پیشنهاد دادم که یکی «روزنوشت‌های درخت ته کلاس» بود. گفت «قیمتش چه ارزان است. رو حسابِ اصفهانی بودنم گفتی؟» خندیدم که نه و نوشتم کتاب شادی یکی از بهترین رُمان‌های نوجوان است که این سال‌ها خوانده‌ام و گفتم می‌دانم که دیگران هم، به‌خصوص مخاطب‌های اصلیِ کتاب، باران و قصّه‌اش را دوست داشته‌اند.

امروز، روز تولّد «شادی خوشکار» است.