«تنها راه شناختن یک نفر، دوست داشتن او بدون هیچ امیدی است.»
خیابان یکطرفه (One Way Street)، والتر بنیامین (Walter Benjamin)
شروع یک رؤیای نو
«تنها راه شناختن یک نفر، دوست داشتن او بدون هیچ امیدی است.»
خیابان یکطرفه (One Way Street)، والتر بنیامین (Walter Benjamin)
«تنها کسی که بتواند کتابی را ویران کند، میتواند آن را نقد کند.»
خیابان یکطرفه (One Way Street)، والتر بنیامین (Walter Benjamin)
«خوشبختیِ بیست و چهار ساعتِ آینده بستگی به توانایی و هوشیاریِ ما در به دست گرفتن و به تن کردن آن دارد.»
خیابان یکطرفه (One Way Street)، والتر بنیامین (Walter Benjamin)
«اوّلین قاعدهی دل به دست آوردن: خود را هفت برابر کردن، و از هفت سو دُور زنِ مطلوب را احاطه کردن.»
خیابان یکطرفه (One Way Street)، والتر بنیامین (Walter Benjamin)
«تهران. شاهانِ یک قرن پیش رویهمرفته پذیراتر و قانعتر بودند؛ یک روز صبح زود، بعد از آنکه روی دستِ وزیری بیطاقت و آدابدان استعفا میکردند، کاخ را در کالسکهای بزرگ و سیاهرنگ ترک میگفتند. حاکمان از امروز ترسوتر بودند؟ کمتر به قدرت میچسبیدند؟ به نفرت بیشتر حساسیت داشتند؟ یا نه، تنها سلاحشان کمتر بود؟ بههرحال قاعده این بود که وقتی مردم به خیابانها میریختند حکومت بهسرعت سقوط میکرد.
امروز این احساسات برای ساقط کردن حکومتها کافی نیست. باید سلاح و ستاد و سازمان و آمادگی داشت.»
به نقل از کتاب “ایرانیها چه رؤیایی در سر دارند؟” نوشتهی میشل فوکو (Michel Foucault) ترجمهی حسین معصومی همدانی. تهران: نشر هرمس. چاپ چهارم ۱۳۸۶، ۶۶ صفحه، ۷۰۰ تومان.